21 تیر 93
عشقم امروز صبح باباشی برگشت بوشهر و من و شما قراره تا آخر تیر ماه بمونیم تهران . صبح و با ناهید جون رفتیم قدم زدیم و واقعاً هوا گرم بود بنظرم هیچ فرقی با بوشهر نداره هوا . حد اقل اونجا توی خونه و ماشین و مغازه ها خنکی اما اینجا تقریباً همه جا آدم احساس گرما میکنه جالبش اینه که هوا خیلی هم مرطوبه انگار که مثلاً شهر ساحلی نزدیکمون باشه . ناهید جون رفت خرید منم دیدم یه گاری اونجاست و گذاشتمت داخلش این هاپو هم اسمش هانی بود که مال دوست ناهید جونه . اول میخواستی دمش و بکشی ولی چون اجازه ندادیم موهای سرش و کشیدی و طفلی دردش اومد و پا به فرار گذاشت امروز...
نویسنده :
مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀
0:03










