ملودیملودی، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 3 روز سن داره

♫فرشته شهر آرزوهای مامان و بابا ♫

93/7/7 روزگی که سورنا کوچولو زمینی شد

عزیزم این سورنا خان گله گلاب هم امروز اومد بغل مامانش و باباش . داستان اشنایی من و باباشی هم با این خانواده ماجراها داره . مامان سورنا عکاس اتلیه عروسی ما بود . و دقیقا چند روز بعد ما ، عروسیشون بود . از طرفی بابای سورنا جون صاحب آتلیه سیب هستن که هر سال زحمت عکسای آتلیه شما روی دوش ایشونه . عکسای دو سالگیت هم مامان سورنا جون ازت گرفتن . منم که کلا ادم بی تابی هستم نتونستم صبر کنم تا بعد برم خونه دیدنش . و امروز رفتم ملاقات بیمارستان . ساعت 9 صبح نینی نازمون دنیا اومده و امیدوارم قدمش واسه مامان و باباش خیر باشه . اینم عکس فسقلی خان توی بیمارستان ساعت 15:30 دقیقه        ...
7 مهر 1393

میرم مدرسه ♥ میرم مدرسه ♥ جیبام پره فندق و پسته

ماه مهر است و دلم مدرسه ای می خواهد به بزرگی دل خسته این شاگردان با صفا مدرسه ای دور ز هر تجدیدی همه اش جمعه به تعطیلی یک تابستان مکتبی کاش بسازیم در این نزدیکی تا در آن کودک دانش نشود سرگردان   یا معلم نکند بسته ده تایی را تا سر برج دگر قرض برای مهمان کاش می شد ننویسند به چشمی پر آب کودکان بر دل خون پدر بابا نان   من نمی دانم اگر باز قطاری باشد جامه را مشعل مهری کند آیا دهقان   روبهک قالب ناچیز پنیری را باز می رباید به فریب از نوک زاغی خوشخوان   مرده گاوی که دهد شیر به کوکب خانم بر سر سفره او سر زده آید مهمان فصل باران گهرهای فراوان شاید رفته از جنگل خوش آب و هوای گیلان گفته تصمیم گرف...
1 مهر 1393

فصل برگ های رقصان.................

                                    شعر پاییز اخوان ثالث آسمانش را گرفته تنگ در آغوش ابر؛ با آن پوستین سردِ نمناکش. باغ بی برگی، روز و شب تنهاست، با سکوت پاکِ غمناکش. سازِ او باران، سرودش باد. جامه اش شولای عریانی‌ست. ورجز،اینش جامه ای باید . بافته بس شعله ی زرتار پودش باد . گو بروید ، هرچه در هر جا که خواهد ، یا نمی خواهد . باغبان و رهگذران نیست . باغ نومیدان چشم در راه بهاری نیست گر زچشمش پرتو گرمی نمی تابد ، ور برویش برگ لبخندی نمی روید ؛ باغ ...
29 شهريور 1393

اولین کوتاهی مو

سال و ماه و روزگی   تاریخ 93/06/28     عمرم یه کوچولو یعنی در حد سه سانت از موهات و کوتاه کردم امروز . پایین موهات همه سوخته بود و حالت مو خوره شده بود و خیلی زبر شده بود و اینطور شد که توی حموم موهات و خوشگل کردم برات . این اولین بار بود که موهات قیچی میشد اینم اخرین عکس قبل از کوتاهی موهات . تا اون خط کوتاه شد ...
28 شهريور 1393

دردونه مامان الفبای زندگی یعنی ................

الفبای زندگی ...! الف: اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم پ: پویایی برای پیوستن به خروش حیات ت: تدبیر برای دیدن افق فرداها ث: ثبات برای ایستادن در برابر باز دارنده ها ج: جسارت برای ادامه زیستن چ: چاره اندیشی برای یافتن راهی در گرداب اشتباه ح: حق شناسی برای تزكیه نفس خ: خودداری برای تمرین استقامت د: دور اندیشی برای تحول تاریخ ‌ذ: ذكر گویی برای اخلاص عمل ر: رضایت مندی برای احساس شعف ز: زیركی برای مغتنم شمردن دم ها ژ: ژرف بینی برای شكافتن عمق درد ها س: سخاوت برای گشایش كار ها ش: شایستگی برای لبریز شدن در اوج ص: صداقت برای بقای دوستی ض: ضمانت برای پایبندی به عهد ط: طاقت برای تحمل شكست ظ: ...
23 شهريور 1393

اندر احوالات غذا خوردن خانوم خانوما خوشگل خانوما

عشقم گفتم بد نیست از غذا خوردنت هم برات بنویسم کلا بچه خوش خوراکی هستی بزنم به تخته . البته باید بگم زیاد به برنج علاقه نداری اما خب بازی بازی چند قاشقی میخوری ، اما هر چیزی که شبیه خوراک باشه رو خوب میخوری . یه سری چیزا حتما باید کنار غذا یا توی غذات باشه و خیلی دوست داری اونم گوجه هست که یا سرخ میکنم برات یا نگینی میکنم برات گوشه غذا . سبزیجات مخلوط پخته نخود فرنگی ، هویج و ذرت .چیپس خلال .جدا از موادی که دوست داری نکته جالب دیگه اش اینه اگه غذا خوشگل باشه بیشتر استقبال میکنی و میخوری منم سعی میکنم که غذات و هر دفعه یه جور بریزم برات تا خوشت بیاد .عکس چند نمونه اش و دارم که میزارم برات خوراک مرغ . یادم رفت بگم عاشق پیاز دا...
23 شهريور 1393

یک روز با ملودی در مهد کودک

عشقم پنج شنبه منم هوس کردم بیام و باهات بمونم مهد اون روز رو . به من که خیلی خوش گذشت . شما هم اون روز حسابی خوشحال بودی . رفتیم به مهد، چه جایی بود جاتون خالی، صفایی بود تو حیاطش، تو کلاسش عطر گل اقاقی بود مربی یاش، چه مهربون دوستان خوب زیاد بودن بیا بریم مهد کودک با دوستامون بخوونیم شعر قشنگ با دوستامون داشتین حباب بازی میکردین ...
23 شهريور 1393