ملودیملودی، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 3 روز سن داره

♫فرشته شهر آرزوهای مامان و بابا ♫

تولد امام رضا 16 شهریور 93

عشقم تولد امام رضا سالگرد قمری ازدواج مامان و بابا هست . شد 5 سال . البته سالگردمون به تاریخ میشه 88/8/7 . الانم همون شبه . امیدوارم کنار هم روزهای خوبی و در پیشرو داشته باشیم و شاهد بالندگی تو باشیم نفسم . زائری بارانی ام آقا بدادم میرسی؟ بی پناهم، خسته ام،تنهابدادم میرسی ؟ گر چه آهونیستم اماپراز دلتنگی ام ضامن چشمان آهوهابه دادم میرسی ؟ ازکبوترهاکه میپرسم نشانم میدهند گنبدو گلدسته هایت رابه دادم میرسی ؟ من دخیل التماس رابه چشمت بسته ام هشتمین دردانه زهرابه دادم میرسی ؟     ...
16 شهريور 1393

اولین کاردستی 6 شهریور 93

الهی مامان فدای خودت و اون مهد رفتنت و اون کاردستی درست کردنت بشه . امروز که اومدم دنبالت دیدم یه کاردستی خیلی خوشگل دستته که گفتن امروز توی مهد با کمک بچه ها برای همه یدونه درست کردن . آخه من فدات بشم که اینهمه خانوم شدی و از این کارای بزرگ انجام میدی . کلی روی ابرام الان از خوشحالی .عکسش و میزارم که بعداً ببینی چقده چیزای خوجل درست میکردی با کمک دوستات و مربی هات جوجه ی چاق و چله اینقده بلا نمیشه از زردی زیادی مثل طلا نمیشه صبح های زود که از خواب با جیک جیکش پا میشه دنبال دونه و آب دستپاچه که نمیشه ***** جوجه ی چاق و چله اینقده بلا نمیشه وقتی میره تو باغچه مست گُلا نمیشه اونموقع که میگرده دنبال چند تا مورچه...
5 شهريور 1393

طنز جالب زندگی دختر ایرانی در طول تاریخ!

  سال1230: >مرد : دختره خیر ندیده من تا نکشمت راحت نمیشم…. !!!   >زن : آقا حالا یه غلطی کرد شما ببخشید !!! نا محرم که خونمون نبود . حالا این بنده خدا یه بار بلند خندیده…!!!   >مرد: بلند خندیده ؟ این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا می خواد بره بقالی ماست بخره. !!! نخیر نمی شه باید بکشمش… !!!   >– بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو میبخشه…       > سال 1290: >مرد: واسه من می خوای بری درس بخونی ؟ می کشمت تا برات درس عبرت بشه. یه بار که بمیری دیگه جرات نمی کنی از این حرفا بزنی !!! تو غلط می کنی !!! تقصیر ...
5 شهريور 1393

اولین روز مهد کودک یک شهریور 1393

عشقم تا الان به صورت تفریحی میبردمت اما دیگه از اول شهریور ثبت نامت کردم و سه روز در هفته روزهای زوج میری از ساعت 5:30 عصر تا 9:30 . صبحا چون اینجا گرمه ترجیح میدم عصرا که هوا بهتره ببرمت و فضای اونجا هم عصرا شلوغ تره و بیشتر بهت خوش میگذره . اینجا هم اماده شدی و بهت بستنی دادم تا بخوری که من آماده بشم و ببرمت مهد انشا الله پست مدرسه رفتنت و بزارم نفسه مامان ...
3 شهريور 1393

ملودی و سلطان جنگل

سلطان جنگل شیر درنده از اون می ترسن گرگ و پرنده   این شیر جنگل مامانش می خواد دوباره قسمت نظرات رو باز بزاره چون دلش برای خاله جونی هاش تنگ شده تقصیر برگ ها نیست ادم ها همینند نفس میدهی ، لهت میکنند ! ...
24 مرداد 1393