ملودیملودی، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 28 روز سن داره

♫فرشته شهر آرزوهای مامان و بابا ♫

پاییز 1404

خب ماه مهر و با سفر شروع کردیم .... چون 1 مهر افتاده بود سه شنبه مدرستون گفتن از شنبه یعنی 5 مهر بیاید سر کلاس ... دیگه دیدم بهترین موقعیت هست که دو سه روزی بریم کنگان جهت رفع خستگی اثاث کشی .... وقعا کلی خوش گذشت بهمون و با انرژی برگشتیم یه ربات هوش مصنوعی هست که میشه عکس بچگی و کنار عکس بزرگتر شدن گذاشت و اینم عکس ملودی 3 ساله کنار ملودی 14 ساله قشنگم بابا سعید 14 مهر اومد پیشمون ..... شبا هوا واقعا عالی شده و از فرصت استفاده میکنیم البته کنارش به درسات میرسی .... یه شب هم رفتیم کافه جار ..... فضای اونجا قشنگ ادم و میبره به خونه های دهه 50 و 60 از محیط بگیر تا لوازمو و نحوه سرو غذا ...
7 مهر 1404

سال تحصیلی 1404-1405

قشنگم امسال هم همون مدرسه قبلی میمونی و سال اخری هست که این جایی چون سال بعد هدایت تحصیلی داری ....... کتاب هارو به خودشون سفارش دادیم مجدد مبلغ کلش شد 400 هزار تومان مزون برای دوخت لباس هم جای جدید معرفی کردن البته هنوز نرفتیم انشا الله مرداد ماه میریم چون جدیدا خیلی به گروه BTS علاقه پیدا کردی با خرید کیف و کفش سوپرایز شدی اینم هم قمقمه جدید دو جداره هست و پولک هاش حرکت میکنه رفتیم و لباس فرم هم سایز زدن برات خب عزیزم لوازم تحریر رو هم رفتیم خریدیم دفترای صد برگ برای فارسی  و علوم دفتر 200 برگ برای ریاضی دفتر زبان دفتر طراحی برای برگه...
25 تير 1404

تابستان 1404

عزیز دلم تابستون هم چند روز اولش به قضایای جنگ گذشت ....... اما خب برات برنامه ریزی کردم . که کمتر بخوای به این چیزا فکر کنی .... چند مدل دوخت و بهت یاد دادم تا الان بعضی شبا باهم اسم فامیل بازی میکردیم بعد از چند روز هم که خیالمون از جنگ راحت شد رفتیم و کمی توی بازار چرخیدیم و به خاطر نمرات و کارنامه ت برات خرید کردم ||( کارنامه رو توی پست سال تحصیلی میزارم ) این لباس و برات گفتم ....... خیلی بانمک میشی باهاش بعد از دو سال هم راهی سفر هستیم قرار بود هفته قبل بریم که نشد چون اوضاع جنگ بود اما پس فردا صبح راهی شیراز هستیم برای سه روز من و تو و خاله نرگس .......
8 تير 1404

تولد 14 سالگی( کامل شد )

نفس من تولدت هم راه رسید .... چون درگیر امتحانات هستی گفتم با چند روز تاخیر جشن بگیرم برات اما خب طبیعتا تا اون روز برات برنامه ریختم که سوپرایز شی . ساز جدیدت و بابا تحویل گرفت دو روز قب از تولدت و این طوری شد که توی آموزشگاه وقتی سر کلاس موسیقی بودی اومدیم به همرا ه بابا و کلی سوپرایز شدی تبریک نی نی وبلاگ و تیکر صفحه ات یاد اولین باری که فهمیدم هستی توی وجودم بخیر انگار همین دیروز بود کادوی تولد باباشی که ساز جدیدت بود امید وارم باهاش کلی خاطرات خوب برای خودت بسازی و روی استیج های بزرگ دنیا باهاش نوازندگی کنی منم برات یدونه گرد...
30 فروردين 1404

بهار 1404 و نوروز

خب قشنگم اینم اولین پست 1404 شب چهارشنبه سوری درست دو  روز قبل از عید بود .... 28 اسفند .... رفتیم بالا پشت بوم به خوردن میوه و چای و چند تا دونه فشفشه و بالن ارزو ها ختم شد امسال سال کبیسه بود و اسفند 30 روزه بود سال مار هست امسال طبق هر سال باهم رفتیم و سایل هفت سین خریدیم قبلش هم رفتیم به همراه بابا سعید گشت زدیم اینم هفت سین امسالمون این هفت سین هم اماده کردم بردیم سرخاک جسمشون پیشمون نیست اما همیشه کنارمونن .... دومین سالی بود که ناهید جون و مامان مریم عید پیشمون نبودم و بابا ...
2 فروردين 1404

زمستان 1403

خب دیگه وارد اخرین فصل از سال 1403 شدیم . شروع ماه با روز مادر بود باهم دوتایی رفتیم رستوران چهار فصل و این گل هارو هم بردم برای ناهید جون و مامان مریم .... دومین سالیه که روز مادر کنارمون نیستن امروز 3 دی ماه بود و شما اولین امتحان ترم اول رو که قران بود دادی .... امتحانات تا 24 دی ماه ادامه داره و از اول هفته اینده دو هفته تعطیل هستین و فقط میرید امتحان میدید . بابا سعید هم 6 دی میاد یک هفته ای پیشمون انشا الله اینهفته که رفتیم موسیقی اونجا بادکنک یلدایی بود گفتم یه عکس بگیرم ازت عاشق ارامش این اموزشگاهم بعد از کلاس هوا خوب بود رفتیم یکم پارک سر کوچه اموزشگاه نشستیم همونجا هم درس پیام اسمانی که م...
3 دی 1403