ملودیملودی، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 27 روز سن داره

♫فرشته شهر آرزوهای مامان و بابا ♫

تولد 11 سالگی

عشقممممم الان که دارم مینویسم یک روز مونده تا تولدت . خب امسال تصمیم بر این شد که بریم برای عکاسی فضای باز طبق روال سال های قبل به عکاسی اقای محمد بحرینی که عکس های 8 سالگی هم ازت گرفتن . 9 و 10 سالگی بخاطر کرونا و ترس از مبتلا شدن نرفتیم عکاسی و امسال خدارشکر چون اوضاع بهتره قرار شد ببریمت . اماااااا خب فردا که روز تولدت هست دوشنبه هست و خب کلاس موسیقی داری .قرار بر این شد که روز 30 فروردین یعنی فردای تولدت بریم کافه دلفین . به همراه همین 3 نفر دوستانی که توی مدرسه باهم دوست صمیمی هستین و ما مامان ها هم با هم دوستیم . به همراه طناز اسپوتین و مامانش ،مانیا بهرمان و مامانش ، فاطمه انصاری  و مامانش و من و شما ......چون ماه رمضان هست سا...
28 فروردين 1401

بهار 1401

قشنگم درسته الان 24 اسفنده اما چون مهمون های نوروزیمون اومدن توی پست بهار میزارم عکس هارو ... ناهید جون و بابا سعید و مامان پوری 17 اسفند اومدن پیشمون خاله زهره و غرل جان هم دو رور اومدن و امروز برگشتن 21 اسفند تولد دایی حامد بود و کیک گرفتیم و سوپرایزش کردیم چند روزی هم که گذشته خداروشکر همه اش به گشتن و خندیدن بوده . بعد از مدت ها واقعا لبمون خندید تازه نوشت 3 فروردین خب عشقم 26 اسفند تولد من بود و خداروشکر امسالم کنار عزیزامون شمع هام و فوت کردم حال و هوای خیابونا...
24 اسفند 1400

زمستان 1400

جان دلم شروع زمستون با اجرای باباشی مصادف شده بود البته یه شب قبل از اجرای باباشی هم رفتیم کافه سعادت و خیام خونی گوش کردیم و حسابی خوش گذروندیم فرداش یعنی 3 دی هم اجرای باباشی بود وکلی خوش گذشت واقعا بعد از دو سال کم کم داریم به زندگی سابق برمیگردیم من و شما و فاطمه گلی اخرای اجرا انقدر سرد بود بردمت زیر شنلم تا سردت نشه و قسمت شیرین اجرا گل هایی هست که میشه مال من دورت بگردم که توی همه کارا کمکم میکنی بعد از مدت ها بارونخوبی اومد هر چند که خسارت زد بهمون و پمپ ابمون نیم سوز شد و ایفون هم سوخت...
10 دی 1400

پاییز 1400

یه برنامه تبدیل عکس به کارتونی نصب کردم و برات یکی دوتا از عکسات و کارتنی کردم که خیلی با نمک بود دورت بگردم ننهههههه ناهید جون و بابا سعید هم 7 مهر یعنی دیروز بسلامتی و دل خوش رفتن خونشون و برگشتن تهران . جاشون کلی معلومه چون امسال از عید تا الان بیشترش و پیش هم بودیم . اما خب چاره ای نبود و بالاخره باید میرفتن وخداروشکر که این مرحله سخت از زندگی رو با سربلندی پشت سر گذاشتیم هممون چون پروازشون ساعت 12 ظهر بود و قبلش نمیشد ناهار بخورن براشون تو راهی اماده کردم که ببرن و رسیدن دیگه دغدغه ناهار نداشته باشن تازه نوشت 21 مهر خب قشنگم حسابی مشغول درس و مدرسه هستی و هوا هم کم کم خوب شده و راحت عصرا میشه رفت بیرون...
8 مهر 1400
2404 11 10 ادامه مطلب

سال تحصیلی 1400-1401

خب قشنگم کم کم سال تحصیبلی هم داره از راه میرسه . ثبت نام کتاب مدرسه که انجام شده . لیست خرید و برتامه کلاسی هم برامون فرستادن و منم برات لوازم تحریر و خریدم از تهران که اومدم تهران که بودم مسابقه میزاشتن براتون و شما هم از طریق تماس تصویری با من شرکت میکردی اینم خریدات خودکار کاکتوس مداد نوکی کاکتوس 10 رنگ خودکار امسال پرگار هم لازم دارین جامداد شبیه کیف کولی هست عاشقش شدم دفتر تلاش بزرگ خب عشقم اینم عکس هایی از اماده سازی محیط کلاستون البته اموزش انلاین هست اما مدیر خوبتون برای اینکه شما از طریق دو...
10 شهريور 1400

تابستان 1400

عشق دلم روز 31 خرداد اومدیم تهران و تابستون و اینجا شروع کردیم . روز اول با ناهید جون رفتیم مکامال میخواستم گوشی قیمت کنم چون برای تولدت قول داده بودم برات گوشی جدید بگیرم بعدم رفتیم اب نمای پایین بلوک نشستیم 1 تیر هم رفتیم و برات گوشی گرفتم برای خودمم گرفتم یهو مبارکت باشه عشق من .مارک شیائومی redmi9 اینم برای خودم اونم شیائومی redmi note 8 کلی هم با گربه های پایین بلوک واسه خودت بازی کردی دست تو دست بابا سعید 😍 این گردنبند خوشگل هم ناهید جون و بابا سعید بهت دادن برای کارنامه ت عشقم این چند روز هم توی همین محیط مجتمع برای خودمون گشتیم . و چنتا عکس ازت گرفتم یه روزم ش...
2 تير 1400