ملودیملودی، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 28 روز سن داره

♫فرشته شهر آرزوهای مامان و بابا ♫

پاییز 1404

1404/7/7 12:29
2,054 بازدید
اشتراک گذاری

خب ماه مهر و با سفر شروع کردیم .... چون 1 مهر افتاده بود سه شنبه مدرستون گفتن از شنبه یعنی 5 مهر بیاید سر کلاس ... دیگه دیدم بهترین موقعیت هست که دو سه روزی بریم کنگان جهت رفع خستگی اثاث کشی .... وقعا کلی خوش گذشت بهمون و با انرژی برگشتیم

یه ربات هوش مصنوعی هست که میشه عکس بچگی و کنار عکس بزرگتر شدن گذاشت و اینم عکس ملودی 3 ساله کنار ملودی 14 ساله

قشنگم بابا سعید 14 مهر اومد پیشمون ..... شبا هوا واقعا عالی شده و از فرصت استفاده میکنیم البته کنارش به درسات میرسی .... یه شب هم رفتیم کافه جار ..... فضای اونجا قشنگ ادم و میبره به خونه های دهه 50 و 60 از محیط بگیر تا لوازمو و نحوه سرو غذا

شبا توی حیاط هم میچسبه نشستن

ترم فشرده زبان هم که تابستون میرفتی مجدد بهترین زبان آموز شدی با نمره 97/5

این روزا پنجشنبه ها میری کارگاه موسیقی

19 مهر هم دومین سالگرد ناهید جون بود رفتیم با بابا این گل و خریدیم و رفتم سرخاک

توام با درس خوندن سعی میکنیم از لحظات و خوب شدن هوا هم کمی لذت ببریم

گربه هرو

خیام خونی هم براهه این روزا

نارنج هامون هم داره تغییر رنگ میده

توی باغچه یکم اطلسی کاشتیم ایشا الله که در بیاد

یکمم سبزی گذاشته بودم ریشه بزنه و کاشتیم

اهنگ جدید باباشی هم اومد و توی تمام سایت ها برای دانلود قرار دادن

تازه نوشت 16 اذر

این وسطا گاهی سینما میریم باهم

عزیزم اینروزا حسابی در گیر و دار درس هستی برای همین انچنان وقت نمیشه بخوای جایی بیای با من و طبیعتا نمیشه مطلب و عکس خاصی ازت تهیه کرد . بابابا سعید که بود شب اخر رفتیم کافه درسا اینبار خیلی نموند و شمخا هم بیشتر گیر درس و مشق بودی

بابا یک اذر رفتش . اگه وقت بشه اخر هفته ها میریم و لب ساحل میشینیم و اتیش هم گاهی روشن میکنیم

کلاس موسیقی هم که همچنان به راه هست اخر هفته ها پنجشنبه هم برات کارگاه گروهی برگزار میکنن

به علت انفولانزا یک هفته مدرسه مجازی بومد و اقعا سخت گذشت به من .... انشا الله که دیگه این اتفاق نیوفته

گاهی اسمون خیلی قشنگ میشه

خب عزیزم الان 26 اذر هست و پاییز هم در حال تموم شدنه ...... اینروزا درس میخونی و گاهی هم میگردیم هوا بینظیر شده

دو تا فیلم  رفتیم باهم

شبا هم اگه کار نداشته باشیم و درس نباشه میریم کوچه گردی یا ساحل

پشت چراغ قرمز این بچه ها ماسک زده بودن ازشون عکس گرفتی

روز مادر هم رفتیم اول اموزشگاه موسیقی کلاس داشتی و اولین بارون هم اون روز اومد

همو گرم میکردن

بعد رفتیم یدونه گلدون خریدیم برای خاله زبیده بردیم با شیرینی و امسال روز مادر و پیش خاله بودیم

این گل ها هم بردیم برای مامان مریم و ناهید جون سومین سالیه که روز مادر کنارمون نیستن

گاهی هم من میرم ظهرا که مدرسه ای برای خودم ساحل لپ گلی هم یروز بردم

اینا هم برای تو پیدا کردم

یروزم که مدرسه بودی من و باباشی رفتیم بارونم بود خیلی هوا عالی بود

عزیزم برای شب یلدا رفتیم دوتایی تور ...... اون روز شدید بارون می اومد ...... اما خیلی خوش گذشت ساعت 2 ظهر با ماشین خودمون راهی شدیم نزدیک گناوه بود محل برگزاری ...... خلاصه که کلی زدییم و رقصیدی و اونجا کلی ساز زدی همراه خواننده شون و واقعا خوش گذشت بهمون

کلی عکس گرفتم ازت اما متاسفانه همش پاک شده از گوشیم این چندتا عکس و فیلم هم افرادی که توی تور بودن برام فرستادن وگرنه هیچی نداشتیم ازش

پسندها (1)

نظرات (1)

مامان النا
14 آذر 04 23:16
سلام به مادر و دختر دوست داشتنی 
چرا نیستین ؟؟؟ هر روز به صفحه شما سر می زنم ولی خبری ازتون نیست ☹️امیدوارم غرق خوشی باشید 😘
مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀
پاسخ
سلام مهربونم . ای جان لف دارید به ما والا به خاطر مدرسه و درس خیلی نمیشه از ملودی تولید محتوا کرد  اما الان چند تا عکس میزارم از اینروزا مرسی که کنارمون هستید