ملودیملودی، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 28 روز سن داره

♫فرشته شهر آرزوهای مامان و بابا ♫

پاییز 1403

خب قشنگم پاییز و با کنسرت ارون افشار شروع کردیم اینروزا هم بابا اکثرا بوشهر نیست .... شبی که از کنسرت شیراز برگشت رفتیم عمارت اوشن 9 مهر هم ششمین سالگرد بابا اسماعیل بود تازه نوشت 22 مهر عزیزم اولین تجربه دندون پزشکی رو هم تجربه کردی دو سه تا پوسیدگی دندون 7 و 6 داشتی که به همراه بابا هم رفتی عکس گرفتی هم رفتی و دکتر برات درستشون کرد خدارومشکر که مثل همیشه خانوم و صبور بودی من که انقدر استرس داشتم نیومدم و سپردمت دست بابا اصلا توان نداشتم بیام همه ش حس میکردم که نزاری دکتر کار و انجام بده اما خب اشتباه میکردم تو شجاع تر از این...
10 مهر 1403

سال تحصیلی 1403-1404

خب عزیزم امسال میری کلاس هشتم ... همون مدرسه دنا نام نویسیت و انجام دادیم . کتاب هات و ثبت سفارش کردیم . و لباس فرم هم رفتیم و سایز زدن برات خب قشنگم لباس مدرسه اماده شد  تحویل گرفتیم مثل لباس پارسال هست دقیقا ...... لوازم تحریر هم که وسایلت تقریبا کامل بود فقط چیز هایی که تموم شده بود و گرفتیم .... کیف و قمقمه هم امسال گفتی نمیخوام و همون پارسالی و استفاده میکنی البته هر سال هم کاملا سالم بودن اما خب تازه میگرفتیم همیشه خب عزیزم کتاب هارو هم تحویل گرفتیم و دادم برای سیمی شدن این کفش هم برات گرفتم عزیزم ...
9 مرداد 1403

تابستان 1403

قشنگم یک تیر سالگرد فوت مامان مریم بود و به همین سرعت یک سال از نبودش گذشت رفتیم سرخاک البته شمارو نبردم خب عشقم تابستان و با اجرای بابا عیسی شروع کردیم گوشواره های البالوش و چون ده تیر تولد بابا بود روز کنسرت با یدونه کیک روی استیج سوپرایزش کردم این متن هم دادم بهش قسمت خوب کنسرت های بوشهر هم گل هایی که برامون میارن اینروزا توی کارهای خونه هم کمک میکنی بهم دیگه لباس پهن کردن هم شما انجام میدی ...... سبزی هایی که پاک میکنی هم خوردن داره ها 13 تیر رفتیم کنسرت مهدی احمد وند و حسابی خوش گذروندیم خب عشقم از 16 تیر کلاس زبانت شروع شد و معل...
12 تير 1403

تولد 13 سالگی

قشنگگگگگ من بزرگتر شدنت مبارک عزیز دل مامان ..... امسال هم تولد برات گرفتم با دوستات و مامان هاشون .... بالا پشت بوم و اماده کردیم ..... میز و صندلی و لوازم تم گرفتیم برات و تولد قشنگی شد خداروشکر قوربون اون ماسک زدنت پذیرایمون .... سینی تنقلات +چیی ،نبات و نقل و قند کافی میکس و شکلات + هندونه +طالبی +4 مدل ابمیوه + کیک +شام هم سمبوسه و پیتزا نون تستی و سالاد ماکارونی و ژله با نوشابه که پک بندی کردم برای هر نفر که هم سرو راحت تر باشه هم شیک تر و تمیز تر خب طبیعتا به خاطر پوشش زیاد عکس نمیشه گذاشت ام...
2 ارديبهشت 1403

نوروز و بهار 1403

عزیزم به همین سرعت داره بهار از راه میرسه ...... هر چند واقعا امسال دل و دماغ ندارم مامان مریم نیست ناهید جون نیست اما چاره ای جز ادامه دادن ندارم ..... برات لباس خونگی هات و خریدم ...... بیرونی چیز خاصی نمیخوای چون تابستون کلی برات خرید کردم ....سال 1402 که بدترین سال عمر هممون بود امیدوارم سال جدید پر از اتفاقات خوب باشه قبل عید هم بابا سعید میاد پیشمون کاش ناهید جونم بود هر چند روحش کنارمونه بدون شک خب عشقم نوروز هم رسید و الان که می نویسم 2 فروردینه روز 29 اسفند رفتیم خرید لوازم  سفره یه نم نم بارونم میومد شب دوتا سفره اماده کردم یکی برای خودمون توی خونه یه ...
15 اسفند 1402

زمستان 1402

عشقم دو ماه از زمستون هم گذشت ..... این دت خیلی درگیر بودیم درگیر امتحانات ترم اول که کل دی طول کشید ....7 بهن هم بابا سعید اومد پیشمون و من از فداش قشنک تا همین لان کمخرم داغونه و کاملا بیشتر اوقات توی رختخواب بودم . چند تا عکس از قبل مریضی م دارم که میزارم برات رفتیم کنسرت گرشا رضایی تولد مانیا هم بود 4 بهمن و اولین تجربه ارایش کردن اونم به اصرار من دوستات توی مهمونی همیشه ارایش داشتن گفتم بیا ارایش کنم کلا از ارایش و لاک و این چیزا خوشت نمیاد زیاد این عینک ه هدیه دادی به مانیا بابا اجرا داشت از اونجایی که من نمیتونست راه برم یه شب شما باهاش رفتی و چند تا عکس ازت گرفته بابا ...
28 بهمن 1402