ملودیملودی، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 5 روز سن داره

♫فرشته شهر آرزوهای مامان و بابا ♫

15 مهر

شب ساعت 7:05 دقیقه پرواز داشتیم به تهران در کمال ناباوری خدارو شکر تاخیر نداشتیم و این اولین تجربه راه رفتن ملودی توی کوچه و خیابون بود . اینم چند تا عکس . باید بگم که خوشگل خانوم فوق العاده دختر خوبی بود و اصلا اذیت نکرد . اینجا هم توی هواپیما مشغول مطالعه هستن ایشون ...
16 مهر 1391

16 مهر یک هوای بهاری

دیروز قبل از اینکه بیایم ناهید جون گفت هوال سرده حتما کاموایی و کلاه برای ملودی بیار بپوشه از هواپیما پیاده که میشین ، اما دیدیم که بابا هوا بهاره و خیلی هم خوبه ما هم کاموایی و کلاه نکردیم تنش و گل دخملی کلی کیف میکرد باد میخورد به موهاش . ( خاله ها واقعا هوا خوب بود میدونم الان میگین هوای پاییز دزده ) شب و خوابیدیم و صبح هم شما سحر خیز بودی و از 7 بیدار شدی و ساعت 8:30 با ناهید جون رفتی محوطه پیین بلوکشون و کلی میگفت با گربه ها بازی کردی و همه اش بدو بدو میکردی و ناهید جونم به دنبال شما . بعدش هم که منو بابائی اومدیم و همه با هم پیاده رفتیم تا هایپر می ( مگا مال ) از خونه ناهید جون اینا 10 دقیقه هم کمتره پیاده و قبلش توی محوطه ازت عکس گرفت...
16 مهر 1391

ني ني بافت

ninibaft.ir اين آدرس وبلاگ خانم اميني ، كسي كه براي ملودي زحمت بافتن لباس هاي خوشگلي رو كشيدن، هست . عكسه ملودي رو گذاشته اند به عنوان نمونه توي سايتشون . مرسي خاله مهربونم  عكس اول سمت راست ...
12 مهر 1391

يه سفر چند روزه

سلام عسله مامان . تصميم گرفتيم تا هوا سرد تر نشده و براي اينكه بتونيم از طبيعت هم لذت ببريم يه سفر به تهران و زادگاه مادري مامي نسيم ،همدان داشته باشيم . چون تا چند ماه قضيه عوض كردن خونه منتفي شد ( قضيه اش مفصله خونه دوست باباشي تا چند وقت آينده خالي ميشه و خيلي شرايطش بهتر از اونيه كه پيدا كرده بوديم ) گفتيم يه خوشي بگذرونيم در كنار هم و ديدار هم با فاميل تازه ميشه . 15 مهر يعني شنبه ساعت 7 شب ميريم تهران و بليط برگشت و هنوز نگرفتيم اما قبل واكسن 18 ماهگي شما برميگرديم . لباس گرمم داشتي اما بلوز آستين بلند نداشتي براي الانت ، چون اينجا هنوز هم كولر ها 24 ساعته روشنه . واسه همينم رفتيم خريد و فعلا اينا رو برات گرفتم كه ر...
12 مهر 1391

يه اتفاق بزرگ

قبل از اينكه دنيا بياي و تا همين الان هميشه سعي كردم نسبت به اقتضاي سنت هر چيزي از لباس و مواد مصرفي و اسباب بازي و هرچيزي كه فكرش بكني يه نيني نياز داره و شايدم بيشتر برات آماده كنم . اما دريغ از اينكه راهت بيفته اتاقت . فقط وقتي ميرفتي كه من هم  اونجا باشم . اما الان 2 روزه خودت هر از گاهي ميري و مشغول بازي ميشي و البته كل اتاق و بهم ميريزي . اي شيطون كوچولو. هوراااااااااااااا فهميدم كه واسه خودت خانمي شدي .  ...
10 مهر 1391

تولد امام رضا و يك خاطره هميشگي در زندگي مامان و بابا

عزيزه دلم من يعني مامانت متولد مشهد هستم . البته اصالتا همداني هستيم . به همين دليل عروسي مامان و بابا شب تولد امام رضا بود درست تاريخ 1388/8/7 . و امسال تولد امام رضا بعد از سه سال افتاده به تاريخ 1391/7/7 . تولد امام رضا هميشه واسه ما هم يه خاطره خوب به همراه داره .  ...
8 مهر 1391

شرح حال پنج ، شش و هفت مهر

سلام عشقه مامان . اين سه روز يعني از بعد از ظهر چهارشنبه تا ديشب كلي بهمون خوش گذشته و همه اش در حال تفريح و مهموني رفتن بوديم . چهارشنبه يه سر رفتيم شهر بازي رو به روي خونمون كه عكساش و برات ميزارم و بعد هم يه سر رفتيم بنگاه و بعد از اون هم رفتيم رستوران كوك و كنتاكي گرفتيم و برديم خونه و جاتون خالي كلي خوشمزه بود . پنج شنبه صبح و كه خونه بوديم و حسابي خوابيديم و فدات بشم كه هميشه روزاي تعطيلي با مامان همكاري ميكني و تا دير موقع لالا ميكني . ساعت 9 بود كه بيدار شدي و بعدش هم باباشي لطف كرد و باهات بازي كرد تا مامان بيشتر لالا كنه . منم 10 بيدار شدم كلي بازي كرديم با هم و ناهار و خورديم و بازم لالا . آخ كه شيرين تر از خواب اونم زير كولر گازي...
8 مهر 1391

اين روزا چه طور ميگذره

عزيز مامان از وقتي باباشي عمل كرده به خاطر راحتي اونم كه شده بايد فكر چاره ميكردم . اون نبايد زياد پله بالا و پايين بره . اون شنبه شب اومد خونه خودمون ديگه . الان حدود 2 هفته ميشه كه دارم دنبال خونه ميگردم . يه  خونه ويلايي نزديك خونه الانيمون پيدا كردم كه قراره امروز صاحب خونه رو ببينيم . خونه بدي نيست اما خب قديمي سازه . اما محاصنش خيلي بيشتر از معايبشه . انشا الله كه با هم كنار بيايم . اين چند وقته با اينكه همه كارايي كه قبل برات انجام ميدادم و بازم انجام دادم،  اما همه اش فكر ميكنم مامان خوبي نيستم اين اواخر . همه اش مشغله و گرفتاري اما خدا شاهده كه كم نگذاشتم برات در حد توانم . اما خب خيلي خسته ام . از طرفي دو تا دستام از كتف ...
5 مهر 1391