3 فروردین 93
عمرم صبح رو رفتیم مگا مال یا همون هایپر می که توی شهرک اکباتان هست و خیلی نزدیکه به بلوک ناهید جون اینا . به همراه ناهید جون و مامان پوری . طی مسیر خیلی خانوم بودی اما چشمتون روز بد نبینه از شانس من بیچاره تمام در و دیوار و سقف و هر آنجایی که حتی فکرش و نکنین بادکنک چسبونده بودن . و شما هم با جیغ و داد و کولی بازی آبرو مون و بردی . هر کی ندونه فکر میکنه تا الان بادکنک ندیدی و نخریدم برات . خلاصه با کلی بکش بکش بردمت توی هایپر تا لا اقل بتونم برات بخرم . حالا هرچی میگم مامان بیا بریم جایی که بفروشن من برات بخرم مگه متوجه میشی ؟ خلاصه بساطی بود بیا و ببین . الان فقط خاله حدیث میدونه من چی میگم ...
نویسنده :
مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀
14:16









