ملودیملودی، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 4 روز سن داره

♫فرشته شهر آرزوهای مامان و بابا ♫

اندر احوالات بنده و ملودي خانوم

قبل از هر چيز واقعاً از همه شما ها كه بهم سر ميزنيد و با نبودنم نگران ميشين تشكر ميكنم . من كلا دوست و رفيق زياد ندارم . اما خوشحالك كه دوستاي خوبي مثل شماها پيدا كردم به بهونه وبلاگ ملودي . ممنون هزاران بار ممنون . خب از چهارشنبه ( پايان وقت اداري ) تا شنبه صبح ( اول وقت اداري ) غيبتم موجه هست . اما از شنبه تا الان : شنبه صبح مامان بيدار شد كه آماده بشهو بره سر كار . ديد خاله مريم اومده و داره شير براي شما درست ميكنه كه داري توي خواب تكون تكون ميخوري و شير مي خواي . ديدم خاله مريم هي بينيش رو ميكشه بالا  . اومدم گفتم چته ؟ گفت سرما خوردم   . منم انگار كه گفته طاعون گرفتم . گفتم بدو زود وسايلت و جمع كن و برو . تا ب...
9 مرداد 1391

سفارش بافتني

ديروز توي ني ني سايت از سايت يكي از خانوم ها چند تا بافتني انتخاب كردم و برات سفارش دادم . چون كاپشن داشتي يه پليور واسه ات سفارش دادم و چند تا كلاه و هد . عكس هاي توي سايتش و ميزارم برات و هر وقت تحويل داد عكس هاي خودش هم ميزارم . كلاه هندونه اي  بقيه ادامه مطلب ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥   فقط هد بندش هد بند پاپيوني كلاه و پاپوش به همراه شال و وارمر گوش از همين مدل هد بند جغد اگه دوست داشتين اينم آدرس وبلاگ خانومي كه مي بافن كارهارو  handmade.blogfa.com ...
2 مرداد 1391

ملودي با قدم هاي بيشتر و تعادل بيشتر

تعداد قدم هات به 6 تا رسيده و تعادلت خيلي بهتر شده . فكر كنم تا چند روز آينده واقعاً بدو بدو كني . بالا رفتن از پله ، مبل و تخت هم بلدي بودي و از ديرزو پايين اومدن ازشون هم ياد گرفتي اينم يه پيشرفت بزرگ ديگه . و مدت زمان ايستادنت به 2 دقيقه رسيده . اينم چند تا عكس كه پستت بدون عكس نباشه  ملودي روز جمعه خونه ناهيد جون اينا مشغول خوردن ناهار . عاشق مرغ و گوشتي . نوشه جونت عشقم  ...
2 مرداد 1391

سوغاتي هاي ناهيد جون

عزيزه دلم ناهيد جون و بابا سعيد پنج شنبه صبح اومدن و امروز ساعت 8:30 برگشتن تهران . بازم شرمندمون كرده بودن و سوغاتي واست آوردن . دستشون درد نكنه .  اين بالاپوشم با دستاي پر از محبتش واست بافته  مامانه مهربونم دستت و مي بوسم . خيلي به ناهيد جون وابسته هستي عزيزه دلم . ديشب كه خونمون بودن و رفتن خونه خودشون ، با اينكه برده بودمت توي اتاقت كه نفهمي اما خيلي گريه كردي . الهي فدات بشم نانازه من  ...
2 مرداد 1391

درد و دل با خدا

كوچيك تر كه بودم فكر ميكردم بارون اشك خداست  ولي مگه خدا هم گريه ميكنه ؟ چرا بايد دل خدا بگيره ؟ دوست داشتم زير بارون قدم بزنم  تا بوي خدا رو حس كنم ، اشك خدا رو توي يه كاسه جمع كنم تا وقتي دلم گرفت كمي بنوشم تا پاك و آسماني بشم  آسمان كه خاكستري مي شد ، دله منم ابري ميشد  حس ميكردم كه آدما دل خدارو شكستن و يا از خدا غافل شدن همه ميگفتن بارون رحمت خداست ............. اما حس كودكانه من مي گفت : خدا دلش گرفته و از دست آدم بدا داره گريه ميكنه  اي خدا جون يعني زماني كه بارون مياد دل تو هم از دست ما آدم بدا گرفته ؟ پس اگر تو هم دلت ميگيره و گريه ميكني ، پس ما كجا بريم و درد دلمون و با كي در م...
31 تير 1391

دخمل تميززززززززززززز خودم

                                                            عشق من مثل طوطي ميموني و كلي از كاراي منو تكرار ميكني . الهي فداي اون دستاي كوچولوت بشم . از بس كه ميبيني هر روز مامان مشغول گردگيري و نظافته يا وقتي غذا ميخوري دست و دهنت و پاك ميكنه ، تا يه دستمال گيرت بياد شروع ميكني كشيدن به در و ديوار و وسايل و دستمال مرطوب هم دستت باشه ميكشي به دستات و دهنت . جالبه كه ميدوني دستمال مرطوب ماله خودته و دستمال پارچه اي ما نظافت. قوربون اون هوشت و قدرت تفكيكت برم من خوشگله من . اين كارت با ...
31 تير 1391

پايان پانزده ماهگي ................ورود به 16ماهگي

                         نفسم يك ماه ديگه هم گذشت و واسه خودت خانومي شدي  ورودت به    ماهگي رو تبريك ميگم        اين عكسهاي زيبا هم طراحي مامان محمد طاها جونه كه كادو دادن به ملودي همين الان .خيلي قشنگ بود و واقعاً خوشحالم كردي عزيزم . هزاران بار ممنون mohamad-taha-jooon.niniweblog.com ...
28 تير 1391

ورزش هاي مورد علاقه ملودي

در حين ناباوري ديشب متوجه شدم كه از اين ورزش خيلي لذت ميبري . بايد خودت و ميديدي كه چطور تشويقشون ميكردي و با جيغ تماشاچي ها شما هم جيغ و داد ميكردي . سر و صدات كل خونه رو پر كرده بود. با دست كوبيدن داور روي تشك ، تو هم دستت و ميكوبيدي روي ميز . كافي بود كانال و عوض كنم و غرغر هاي شما هم شروع مي شد . مامانم روحيت خشنه ها . فكر كنم در اين مورد به من رفته باشي .                                                                            هر ...
28 تير 1391

عروسك مورد علاقه ات . پينگو

عروسك محبوبت پنگوئنه . از بچگي هم خيلي دوستش داشتي . جالب اينجاست كه من خودم هم عاشق اين حيوونم و وقتي ميبينمش از خود بي خود ميشم . تبليغ كانال پرشين تون هم كه پنگونا اجرا ميكنن خيلي خوشت مياد حسابي با هاشون جيغ ميزني . اينم شاهده ماجرا كه از ني ني گولويي دوستش داشتي .  اين عروسك و وقتي حامله بودم دايي حامد واسه ات گرفته بود . دستش درد نكنه  ...
28 تير 1391