ملودیملودی، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 10 روز سن داره

♫فرشته شهر آرزوهای مامان و بابا ♫

كارمند كوچولو

اين عكسه ملوديه قبل از بيرون اومدن از خونه ساعت 8:30 دقيقه صبح  چون ديد من لباس پوشيدم گريه ميكرد و فكر ميكرد مي خوام تنهاش بزارم براي همين باباشي براش كارتون گذاشته بود . كارتون باب اسنفجي .  از خونه اومديم بيرون و طي مسير توي ماشين آروم توي صندلي ماشينش نشست و با آهنگا به زبون خودش مي خوند و دست هم ميزد . به لطف خدا جاي پارك ماشين هم نزديك شركت گيرمون اومد و خيلي زير افتاب مجبور نشديم راه بريم . الانم خيلي دخمله خوبيه و در حال حاضر نشسته بغل من و با وسايل روي ميز بازي ميكنه . صبحونه اش هم خورده ، بيسكوئيت ويفر با آب پرتقال و همزمان پي ام سي هم ميبينه . براش در آخرين دقايق ماهواره وصل كرديم كه حوصله اش سر نره . اين...
31 مرداد 1391

پايان 16ماهگي ................ورود به17ماهگي

خيلي زود ماه  ها پشت همديگه ميان و تو بزرگ تر ميشي . چشم به هم بزنم بايد منتظر تولد دو سالگيت باشم به اميد خدا . يك ماه ديگه هم گذشت و بزرگ تر شدي عشقم . ورودت به ماه مبارك عشقه مامان  در ضمن مصادف شده با عيد فطر  ...
31 مرداد 1391

اين روزا ي من و ملودي

اين روزا خيلي خسته شدم همه اش گرفتار آماده كردن محيط كار هستم براي اومدن ملودي و بيشتر از اون فكرم درگير و خسته و نگرانه كه ملودي اينجا اذيت نشه   در هر صورت ديگه كارا تموم شد . امروزم واسه ات كلي خوردني شامل ميوه ، آب ميوه و بيسكوييت خريدم تا اينجا حسابي خوش بگذره بهت . يه استخر بادي هم براي اينجات آوردم . خيلي كلافه ام اميدوارم همه چي خوب پيش بره و دو تامون بهمون سخت نگذره . گرماي هوا هم كه امسال سنگ تموم گذاشته . اينقدر گرمه كه آدم از زندگي سير ميشه . فعلا چند تا عكس ازت ميزارم و سر فرصت كه اومدي اينجا عكس ازت ميگيرم و ميزارم توي وبلاگت . كار جديد ديگه اي هم ياد نگرفتي فقط راه رفتنت تقريباً خيلي خوب شده و تعادلت خوبه و زمين نميخ...
28 مرداد 1391

اين روزا ..................... سخته اما ميگذره

سلام عشقم . ديروز نصاب اومد و دو تا اتاقي رو كه قراره موكت كنيم و متر كرد . گفت 46 متر موكت لازم داريد . منم يه فرش برات گرفتم كه زير پاهاي خوشگلت نرم باشه . قراره اتاق فعلي بابا سعيد بشه ماله من و شما چون بزرگ تره . توي هال هم كه بايد موكت بشه . چند تا سي دي  هم برات خريدم كه كارتون ببيني اينجا و قراره تلويزيون و دي وي دي هم برات بيارم . خلاصه قراره از اين به بعد دو تا اتاق داشته باشي يكي اينجا و يكي خونه . با خودم فكر كردم حالا كه راه رفتن و ياد گرفتي در چند ماه آينده يه سه چرخه هم برات بگيرم كه توي هال واسه خودت بازي كني و كلي بهت خوش بگذره . واسه بيرونم كه ماشين شارژي داري . خلاصه امروز بايد اتاق بابا سعيد رو مرتب كنم و چيزايي كه با...
23 مرداد 1391

اولين ها ...............

قبل از هر چيز از مامان روشا جون ، مامان الهه معذرت خواهي ميكنم كه از ايده اش كپي برداري كردم اميدوارم ببخشه و راضي باشه . چون واقعاً كارش جالب بود . بازم معذرت عزيزم .  ♥ اتفاقات زندگي ملودي در اولين بار ♥   اگه دوست داشتين بيايد ادامه مطلب ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ اولين حموم كردن 90/1/30   اولين اسباب كشي  90/2/27 اولين سر كار رفتن ملودي 90/3/7 اولين جيغ زدن 90/3/18 اولين بار كه تنها توي اتاقه خودت خوابيدي 90/4/9 اولين بار كه خوابت تنظيم شد و ساعت 10 خوابيدي 90/4/9 ا...
24 مرداد 1391