داستان حرف نزدن دخملي
همه تقريباً ميدونين كه ملودي هنوز ما رو در حسرت شنيدن صداي نازش نگه داشته اگه اين چيزي رو هم كه الان مي خوام بنويسم نميگفت، ميگفتم كه زبونم لال گنگ هستش . البته يك ماهي ميشه اين كارو ميكنه . خونه بوشهر ناهيد جون اينا آسانسور داره و طبقه دومه . توي آسانسور وقتي ميرسه به طبقه مورد نظر ميگه طبقه دوم . يك ماه پيش وقتي كه آسانسور اين كلمه رو گفت ملودي هم تند تند پشتش گفت سه چهار منج . منو ميگيد مثل جن زده ها چند بار ديگه بالا و پايين رفتيم توي آسانسور كه باز تكرار كنه اما اون زرنگ تر از اين حرفها هستش . دخترم تنها كلماتي كه ميگه دد ، دست و بلده از 1 تا شيش بشمره . همه رو هم درست تلفظ ميكنه تنها پنج و ميگه منج و خيلي كشيده و با عشوه . اميدوا...
نویسنده :
مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀
10:26









