7 آذر 92
عشقم امروز روز سوم مامی گیرون بود اما به دلایلی امروز نشد که پروژه رو ادامه بدم و دوباره از فردا شروع میکنیم . آخه از دیشب شکم روی داری و همین طور یک ساعت به یک ساعت عوضت کردم تا همین الان . صبح هم رفتیم گناوه یکم خرید کنیم که باز همچنان شکم روی داشتی . برای همین ادامه پروسه میمونه واسه فرد ا . توی گناوه خیلی دختر خوبی بود و خدا روشکر میکنم که کالسکه ات و برده بودیم واقعا کمک خوبی بود و همه اش نشستی واسه خودت و اصلا نق نق نکردی . و گذاشتی من راحت به کارم برسم البته دست باباشی درد نکنه که همه جوره پوششت داد تا من راحت باشم . بعد از پلیس راه نزدیکای خونه خوابت برد و هر کار کردم نتونستم بیدار نگهت دارم و وقتی وارد خونه شدیم بیدار شدی و دیگ...
نویسنده :
مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀
19:48












