ملودیملودی، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 5 روز سن داره

♫فرشته شهر آرزوهای مامان و بابا ♫

7 آذر 92

عشقم امروز روز سوم مامی گیرون بود اما به دلایلی امروز نشد که پروژه رو ادامه بدم و دوباره از فردا شروع میکنیم . آخه از دیشب شکم روی داری و همین طور یک ساعت به یک ساعت عوضت کردم تا همین الان . صبح هم رفتیم گناوه یکم خرید کنیم که باز همچنان شکم روی داشتی . برای همین ادامه پروسه میمونه واسه فرد ا . توی گناوه خیلی دختر خوبی بود و خدا روشکر میکنم که کالسکه ات و برده بودیم واقعا کمک خوبی بود و همه اش نشستی واسه خودت و اصلا نق نق نکردی . و گذاشتی من راحت به کارم برسم البته دست باباشی درد نکنه که همه جوره پوششت داد تا من راحت باشم . بعد از پلیس راه نزدیکای خونه خوابت برد و هر کار کردم نتونستم بیدار نگهت دارم و وقتی وارد خونه شدیم بیدار شدی و دیگ...
7 آذر 1392

روز دوم مامی گیرون

امروز صبح باز پروژه رو شروع کردیم از ساعت 9 باز بودی و من هر بار مثل دیروز یک ربع به یکبار مدت 5 دقیقه میزاشتمت روی قصری و خودتم میومدی امروز مینشستی و دیگه گریه نمیکردی . اما برام جالب بود تا ساعت 1 و 45 دقیقه جیش نکردی نه توی قصری و نه توی شلوارت خلاصه ساعت 1 و 50 دقیقه که زمان نشستنت روی قصری بود دیدم داری میای و شلوارت یه کوچولو خیس شده . اینم از امروزمون . اما باز خیلی ازت راضی بودم . اینم عشق مامانش روی قصری .         ...
6 آذر 1392

5 آذر و شروع دو اتفاق بزرگ برای ملودی

از امروز صبح دیگه به صورت خیلی سفت و سخت شروع کردیم مراسم مامی گیرون رو و امیدوارم که همکاری کنی . البته نمیدونم چرا این همه کم جیش میکنی با اینکه مایعات هم زیاد میخوری . صبح ساعت 10 باز گذاشتمت و مامیت نکردم و نشستی روی قصری و کلی من شعر و بازی که شما دستشویی کنی اما فایده نداشت و تا از قصری بلندت کردم حدود 5 دقیقه بعدش جیش کردی . از اون وقت تا ساعت 1 هر 15 دقیقه یکبار میزاشتمت روی قصری مدت 5 دقیقه اما اصلا جیش نکردی تا دیگه وقت خواب شد ومجبور شدم مامیت کنم . فقط نکته مثبتش اینه که با اینکه زیاد از قصری خوشت نمیاد اما تا میارمش جلو تی وی میزارم میای و شلوارت و میدی پایین و میشینی . برای شروع فکر کنم خیلی خوب باشه همین قدر. عصری که حمومت د...
5 آذر 1392

بازم خرید

عزیزه دلم به ناهید جون گفته بودم چند تا دیگه از اون شلوارا برات بگیرن و بفرستن که امروز بدستم رسید . دوست جونی ها ادامه مطلب و نگاه کنین     صورتی - بنفش - سفید - خردلی ( سری های قبل هم رنگ آبی لی - قرمز و سبزش و برات گرفته بودم ) به خوشی بپوشی عسلم چند تا جوراب هم گفتم برات بگیرن که دیگه تقریبا خرید زمستونت تموم بشه . چون از پارسال کلی بافت و کلاه و تل و دستکش داری که هنوز نو نو هستن و حیفم میاد باز پول الکی بدم و همونا رو استفاده میکنم .      مرسی مامان مهربونم که این همه برای ملودی وقت میزاری . میبوسمت.         از اونجایی که خیلی ها از...
3 آذر 1392

آی خانوم کجا کجا ......

الهی مامان فدات بشه این چند روزه چون بارون بود نتونستم ماشینت و ببرم بیرون تا بازی کنی و توی خونه البته به صورت کاملا خاموش فقط توش مینشستی . اما خدا رو شکر امروز دیگه هوا خوب بود و همه جا خشک شده بود و بعد از خوردن صبحونه آمادت کردم و به همراه باباشی رفتیم و ما ها پیاده و شما سواره دور دور خوردیم . فدات بشم که این همه ذوق میکردی عشقم کلی هم ازت فیلم گرفتم . اینم اولین تجربه گل دخملی در رانندگی توی فضای باز                     آخ من به قربون اون پلاک ماشینت ssc-618     &...
3 آذر 1392

یه بعد از ظهر عاشقانه و اولین شعر گل دخملی

دیشب که خواب بودی باباشی ماشین شارژی ای رو که برای کادوی تولد یک سالگیت خریده بود و هنوز توی کارتنش آکبند مونده بود و نصب و راه اندازی کرد. صبح که بیدار شدی کلی ذوقش و کردی و تا ساعت 2 که خوابیدی یک ریز توش نشسته بودی و خوشحال بودی . تازه ماشینت رادیو ، دنده ، پدال گاز و هزار تا چیز دیگه هم داره شما ها بچه این و ما هم بچه بودیم . خوشبحالتون       خلاصه که خیلی خوش گذشت بهت . از صبح هم همچنان داره بارون میاد و هوا نمیدونم بگم چقدر عالیه . شما که خوابیدی باباشی گفت بیا بریم سر تراس و یکم بشینیم ( قسمت بدآموزیش قلیون میوه ای بود که بعد مدت ها واقعا توی این هوا مزه میداد ) خلاصه رفتم و تراس و قشنگ شستم...
29 آبان 1392

دخترم .......

      دخترم با تو سخن می گویم ‏ زندگی درنگهم گلزاریست ‏ و تو با قامت چون نیلوفر،شاخه ی پر گل این گلزاری ‏ من به چشمان تو یک خرمن گل می بینم ‏ گل عفت ، گل صدرنگ امید ‏ گل فردای بزرگ گل فردای سپید چشم تو اینه ی روشن فردای من است ‏ گل چو پژمرده شود جای ندارد در باغ ‏ کس نگیرد زگل مرده سراغ دخترم با تو سخن می گویم ‏ دیده بگشای و در اندیشه گل چینان باش   همه گل چین گل امروزند ‏ همه هستی سوزند ‏ کس به فردای گل باغ نمی اندیشد ‏ انکه گرد همه گل ها به هوس ...
28 آبان 1392