اين چند روز كه نبودم ......................
ا ين چند روز اصلا دل و دماغ نوشتن نداشتم چون روزاي بدي بود و پشت هم بد مي اورديم . حالا دلايلش و ميگم براتون . اول از همه اين بود كه من ماشينم و توي پاركينگي كه هميشه ميزنم و ميرم سر كار طبق معمول پارك كرده بود . ظهر كه اومدم سوار شم مسئول پاركينگ گفت كه شرمنده بخدا يه وانتي داشته پارك ميكرده كه زده درب عقب پشت كمك راننده و در رفته داخل . نگاه كردم ديدم خيلي ناچيزه اما رنگش خورده بود به بدنه . به مسئول اونجا گفتم پس شما اينجا چيكار ميكني ؟ مگه نبايد مراقب باشي ؟ گفت من تا بانك رفتم و وقتي اومدم وانتي نبود و مغازه روبه رو بهم گفت چي شده . گفتم لا اقل شماره اش و بر ميداشتي . گفت آخه من كه نبودم مغازه رو برو هم عقلش ...
نویسنده :
مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀
10:18








