لباس علي اصغر
عزيز دلم روز تاسوعا و عاشورا چون تهران بوديم نشد كه لباس بپوشونم بهت و ببرمت حسينيه پدر بزرگ باباشي . اما انشا الله 28 صفر كه مراسم عذاداري دارن ميبرمت و توي گهواره علي اصغر ميزارمت و پارچه سبزي رو كه وقتي حامله بودم نذرت كردم ميبريم اونجا . ...
نویسنده :
مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀
10:15
مامان از خودش هنر نشون ميده
هيس سسسسسسسسسسس ملودي لالا كرده
الهي فدات بشم از بس ديشب بد خوابيدي و ناله كردي از درد لثه هات امروز خسته اي ببين در چه حالي خوابت برده . خيلي وقت بود ديگه سرت و روي شونم نميذاشتي تا بخوابي ياد كوچولويي هات افتادم . ...
نویسنده :
مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀
12:21
پیشرفتتتتتتتتتتتتتتت
از 90/10/9 شروع کردی به تلاش برای حرف زدن بابا رو میگی امروز یعنی 90/10/10 کاملاً درست میگی این کلمه رو و کلمه دد رو هم دست و پا شکسته میگی کلی ذوق کردم . و لثه هات هم خیلی سفید شده فکر کنم در چند روز آینده مرواریدت بیرون بیاد . دوست دارم مامانم .
نویسنده :
مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀
21:36
عکس
اولین پیک نیک ملودی
چاکوتاه تاریخ90/10/9 توضیحات : دیشب چون اینترنتم قطع بود و از لب تاب عمو امیر آپ کردم نتونستم برات بنویسم . این عکسا رو عمو امیر ازت گرفته . دستش درد نکنه هر کدوم از اونا کلی قیمتشه اما اون از روی علاقه بهت عکس گرفت ( اون عکاسه خارج از ایران ). قرار بود وقتی اومدن بوشهر ما دعوتشون کنیم خونمون . گفتم حالا که هوا خوبه بهتره بریم دل طبیعت . خلاصه بساط و جمع کردیم و رفتیم پارک جنگلی چاهکوتاه اطراف بوشهر . صبح ساعت 7 رفتیم تا 5 عصر . شما دقیقاً13 فروردین وقتی توی شکم من بودی برای روز سیزده بدر رفته بودی چاکوتاه و یه جورایی این اولین پیک نیکت بود جیگرم . ملودی و مامان پوری ملودی و عمو امیر ملودی و باباشی ...
نویسنده :
مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀
21:15










