ملودیملودی، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 7 روز سن داره

♫فرشته شهر آرزوهای مامان و بابا ♫

شب یلدا 93

  عشقم دیشب شب یلدا بود و اینبارم به لطف خدا کنار ناهید جون و بابا سعید تونستیم باشیم . امیدوارم خدا سالیان سال سایشون و بالای سرمون نگه داره تا بتونیم در کنار خوشی ها و ناخوشی ها تسکین دل هم باشیم . یه سری هم از عکسا میزارم برای یادگاری . و اینم بگم که همه خوراکی ها جز میوه ها دست ساز خودم هستن                 اینم ملودی جونه خودم که هندونه شده بود . تل و گردنبندش هم دست ساز خودمه یه ریز در حال ناخونک زدن بود فسقلک       در اخر هم بفرماییین یه دمنوش خوشم...
1 دی 1393

ننه سرما اومده .....

  الا ای برف! چه می ‏باری بر اين دنيای ناپاکی؟ بر اين دنيا که هر جايش رد پا از خبيثی است مبار ای برف! تو روح آسمان همراه خود داری تو پيوندی ميان عشق و پروازی تو را حيف است باريدن به ايوان سياهی‏ها تو که فصل سپيدی را سرآغازی مبار ای برف!     قصه ننه سرما و بچه هایش: قاری ننه (مادر سرما) که در آسمانها زندگی می کند،دو پسر به نام های چله کوچک و چله بزرگ دارد که هر دو مظهر سرما و خشم می باشند. چله بزرگ که قلمرو فرمانروایی اش از اول شب زمستان تا دهم بهمن می باشد ، زیاد بر مردم سخت نمی گیرد ، در 10 بهمن که دوران فرمانروایی چله کوچک آغاز می شود از برادر بزرگش می پرسد در طول این چهل ر...
30 آذر 1393

شب یلدا چهارم ........ 30 اذر 93

عمرم فردا شب شب یلدا بلند ترین شب ساله . این چهارمین شبه یلدایی هست که پیشمونی البته یه سالم توی شکم من بودی با اون میشه 5 سال . امروز سیر تحول بزرگ شدنت توی سه شب یلدای قبل و میزارم و فردا شب این پست و کامل میکنم با شب یلدای 93   شب یلدای 90     شب یلدای 91       شب یلدای 92     معاشران گره از زلف یار باز کنید ..... شبی خوش است ، بدین قصه اش دراز کنید ..... ...
29 آذر 1393

پایان 44ماهگی.................... ورود به 45 ماهگی

عشقم همچین روزی در چنین ساعتی من توی اتاق عمل بودم و شما دنیا اومدی ورودت به   مبارک     تو من را بهتر می شناسی وقتی لبخند می زنم یعنی دریاچه ای آرام در صبح ام یعنـــــی آنقدر دوستت دارم که هیچ سنگریزه ای خوشبختی ام را به هم نمی زند !   پی نوشت : همین الان مامان پوری ( مامان بزرگم ) زنگ زد و خبر بارداری خاله مینا (دختر داییم ) دوست همیشگی و مهربون که همیشه هم به وبت سر میزنه رو داد . مینا جونم امیدوارم خیلی زود و خیلی راحت نینی نانازت و بغل کنی و منم خاله بشم . به فال نیک میگیرم که خدا در همچین تاریخی دوتا ات...
29 آذر 1393

کهنه که اومد به بازار ..... نو میشه دل آزار !

نخیر عنوان و درست خوندین منم درست نوشتم اخه داستان داره . میدونین که ملودی اینروزا عجیب وابسته ببعی اش هست و من خودم هم از بس ملودی حساسیت به خرج داده اگه ببعی رو نمیدیدم نگران میشدم . اما امروز صبح ملودی با ببعی فعلا خداحافظی کرده و حتی دوست نداره نگاهشم کنه علتشم اینه که اسباب بازی بچگی هاش و پیدا کرده . پس اینطوری میشه که ضرب المثل وارونه میشه   ملودی و ببعی ملودی و مار ( البته در زمان فندق بودن )   ...
18 آذر 1393