ملودیملودی، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 2 روز سن داره

♫فرشته شهر آرزوهای مامان و بابا ♫

سفر دوروزه بابا سعید به بوشهر

عزیزه دلم شنبه شب یعنی 22 مهر بابا سعید اومد بوشهر و امشب هم یعنی 24 مهر برگشتن تهران . خیلی کم بود اما باز از هیچی بهتر بود .شب اول که از فرودگاه اومدیم اومدم و هر چی دنبال بابا گشتم نبود . گفتم خدایا کجا رفت ؟! تا دیدم صدای خنده میاد دیدم بلهههه بابا سعید اینجا تشریف دارن مردم از خنده رسما بابای شیطونمیییی اینم شیطنت بعدی که ظهر یکشنبه وقتی از مدرسه اومدی دمپایی بابا رو پوشیدی بابا هم دمپایی شمارو پوشیده بود نکته شلوارت ورزشیه چون ورزش دارین یکشنبه ها ناهار یکشنبه عدس پلو و سالاد شیرازی به درخواست بابا جونم نفسممممم میوه برای بابا جونم ناهار امروزمو...
24 مهر 1396

خونه قدیم .... خونه جدید

  عکسای بالا مال زمان های فندقیت هستش که یکسالت بوده دورت بگرم چقد تپل بودیییی . این خونه خب کوچیک شد و کنار رفت . چند روزی بود که میگفتی برام خونه بخر . منم گشتم و یه خونه مناسب سایز و سن الانت برات گرفتم که تا دو سه سال اینده که چه عرض کنم تا سن منم بشی برات مناسبه چون دیشب که شما خوابیدی از اونجایی که من کودک درونم خیلی شیطونه بساط چایی و جدولم و برم توی خونه شما و کلی کیف کردم مدیونی فک کنی به خاطر دل خودمم بود که خریدمش اینم خونه جدید قصر پرنسسه . داخلشم برات چیزی انداختم که گرم باشه زیرت سرامیک سرده و پا درد میگیری زبونم لال . همین باعث شد بیشتر محیط داخلش نرم و گرم و دنج بشه   ...
11 مهر 1396

روز اتش نشان 7 مهر

عزیزه دلم به مناسب روز اتش نشان گفته بوذن نقاشی ای بکشه هر کی دوست داره و بیاره مدرسه اینم نقاشی و کلاژ که با کمک هم درستش کردیم اینم کار بقیه دوستات و نقاشی شما هم کنارشون البته مال پایه های مختلف هستن           ...
7 مهر 1396

اول مهر 1396 مدرسه درخشان سال تحصیلی 97-96

نفسم خداروشکر که امسال هم به خوبی شروع شد و با اینکه ترس داشتم از عوض شدن محیط اما خداروشکر بدون هیچ مشکلی حتی بدو بدو رفتی سمت مدرسه و کلی خوشحال هستی از شروع شدن مدرسه و همچنان ذوق مشق نوشتن . خلاصه که عالی بود و خانم معلمتون هم راضی بودن ازت و همچنین خانم مدیرتون که میگفت مامانش چقدر دخترمون مودبه هر چی ازمون میخواست تا بهش میدادیم سریع میگفت ممنونم و تشکر میکرد . و من کلی به خودم بالیدم بخاطر اینکه شما انقد مودب هستی . جالبش اینه که خاله لیلا مدیرتون میگفت که زنگ تفریح دیدیم ملودی نیست و وقتی دنبالش گشتیم دیدیم رفته کلاس دوم نشسته و بهش گفتم ملودی اینجا چکار میکنی ؟ و شما گفتی اینجا خوش میگذره . فدای خودت و شیرین زبونی هات بشم من . میرم...
2 مهر 1396

لوازم تحریر کلاس اول ابتدایی ملودی جون و وسایل مربوط به مدرسه

  ظرف تغذیه و لیوان در دار جامدادی روش پشت جامداد ی قمقمه نی دار برچسب . کیسه مال سال قبله البته . باکس . ظرف اشغل برای داخل کلاس خط کش . مداد رنگی . دوخت . بند کفش دفتر ها و کلر بوک کفش جوراب   ...
29 شهريور 1396