ملودیملودی، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه سن داره

♫فرشته شهر آرزوهای مامان و بابا ♫

شعری که واسه ملودی میخونم و اون خوشش میاد

عروسک قشنگ من قرمز پوشیده  تو رختخواب مخمل آبیش خوابیده  یه روز مامان رفته بازار اون و خریده  قشنگ تر از عروسکم هیچکس ندیده عروسک من  چشماتو وا کن وقتی که شب شد  اون وقت لالا کن بیا بریم توی حیات با من بازی کن توپ بازی و شن بازی و طناب بازی کن   البته هر جا کلمه عروسک هست من به جاش میخونم ملودی ...
22 تير 1390

دکتر طبیب

دخمل مامان اسم دکترت دکتر طبیب هست فوق تخصص اطفال . دیروز بردمت واسه چکاپ هزار ماشا الله شدی پنج کیلو نیم  . خلاصه گفت همه چیزت خوبه و سالم و سلامتی . قربونت برم ایننقده خوش دکتری که نگو همه بچه ها گریه میکنن اما تو همه اش میخندی .  ...
22 تير 1390

پودی چی میگه ؟ هاپ . هاپ و هاپ

دخمله مامی بابایی واسه ات سگ گرفته اما چون میترسیدیم مریض بشی فعلاً بردیمش تالار بابا عیسی چون حیاط داره بعد که بزرگ تر شدی میبریمت باهاش بازی کنی . اسمش هم پودی هست . اینم عکسشه . چه موشه هاپو . دل مامان آب شد  ...
21 تير 1390

تجربه مزه ها

الهی قربونت برم الان 2 روزه هر چی دم دهنت میاد میخوای بخوری و مزه مزه کنی  . حتی می خوای مامانم بخوری باورت نمیشه ؟ همین دیروز گرفته بودمت بغل شونه ام اومد دم دهنت شروع کردی ملچ ملوچ خوردن . صدایی داد که گوشم درد گرفت تا هم میاوردمت پایین غرغر میکردی . لوس مامان . عاشقتم .  ...
20 تير 1390

پایان 12 هفتگی

سلام عزیز مامان قربونت برم الهی امروز 84 روزت شد و هفته 12 رو تموم کردی . انشالله 100 ساله بشی . خیلی خانوم شدی . کارایی که جدیداً میکنی اینکه صبح که از خواب بلند میشی تا من و میبینی کلی میخندی و از خوشحالی خودت و تکون تکون میدی . من و بابایی که غذا میخوریم اگه تازه هم شیر خورده باشی دستت و میبری سمت دهنت و شروع میکنی خوردن . از سر کار که میریم خونه میری بغل بابایی و شروع میکنی باهاش تعریف کردن انگار که داری میگی از صبح که بابا نبوده چه اتفاقایی افتاده اونم کلی باهات مثل خودت صحبت میکنه تو هم غش میکنی از خنده . جدیداً از دست هیچ کس شیشه نمیخوری فقط تا من بزارم دهنت تند تند میخوری . وقتی گشنته میگی آغون منم زودی میمی بهت میدم . در کل خیلی خوش...
19 تير 1390