واي از عمو امير ممنونم يه دنيااااااااااااااااااا
امروز عزيز مامان در تاريخ 4/9/90 اولين برف زندگيت و ديدي با عمو امير ـ خاله لنا ـ خاله مينا ـ خاله زهره و غزل دختر خاله مامان قرار بود بريم توي برگاي پاييزي محوطه مجتمع اکباتان عکس بندازيم ساعت 11 رفتيم نميدوني عمو امير چه عکسايي ازت انداخت واقعاَ دستش درد نکنه اينقده نازن که تصميم گرفتم ازشون چاپ کنم . حالا حتماَ فايل عکس هارو که بهم بده ميزارمشون توي وبلاگت . عاشقتم فرشته نازه من .اونايي که دوستم.ن دارن منتظر باشن حتماَ ...
نویسنده :
مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀
12:49
كباب
ديروز هم فسقل خانوم ميزان يك سوم كباب كوبيده رو با 1 عدد گوجه كباب شده ميكس كرديم براش و ايشون با ولع تمام نوش جان كردن . خدارو شكر كه خوش خوراكي مامانم و تا عصري سمتت كه ميومدم يه بوي كبابي ميدادي كه نگو قوربونت برم ماماني ...
نویسنده :
مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀
12:56
عكس
غذاي آدم بزرگا چقده خومشزه اسسسسسسسسسس.....
عسل من اگه گفتي ديروز چي خوردي ؟ برنج و جوجه كباب و گوجه . به به چقده خوشمزه بود و شما هم حسابي ملچ ملوچ ميكردي و از اينكه توي جمع نشسته بودي ( بابا سعيد و دايي حامد و من ) كلي لذت ميبردي . الهي دورت بگردم من خوشگله من البته ميكثش كردم برات تربچه خانوم يا به زبان همداني فيجيل بانو ي مامان ...
نویسنده :
مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀
8:38
پایان هفت ماهگی
تربچه نقلی مامان پس فردا یعنی ٢٩/٨/٩٠ شما ماهت تموم میشه وارد ماهگی میشی خیلی زود گذشت واقعاً انگار همین دیروز بود که منتظر تولد بودیم اما الان لحظه شماری میکنیم تا تولد یک سالگیت انشا الله . دوست داریم همه امید زندگی من و بابا و امیدواریم که بتونیم پدر و مادر خوبی برات باشیم و شما هم فرزند صالحی واسه ما باشی . ...
نویسنده :
مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀
21:19





