پيشرفت
عزيزم يك هفته هست باي باي كردن رو هم ياد گرفتي . ...
نویسنده :
مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀
13:52
خواب ديدن ملودي
خيلي خواب ميبيني . اكثر اوقات يا توي خواب ميخندي يا گريه ميكني و يا اينكه ناله ميكني جوري كه انگار مثلاً 1 ساعت گريه كردي و نفست هنوز جا نگرفته . ديشب ميخنديدي . نميدونم بچه توي اين سن چه خوابي ميبينه . با خودم فكر كردم حتماً داره خواب ميبينه توي يه عالمه شيشه شير پرتش كردن و از خوشحالي داره ميخنده . يا يه پرتقال گنده ديده قد كره زمين و خوشحاله كه هر چقدر بخوره تموم نميشه . بعد دلم گرفت گفتم منم توي خوابش هستم ؟ خودم جواب خودم و دادم كه : از صبح تا شب تورو به اندازه كافي ميبينه . توي خوابش هم ميخواي بري !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بعد خندم گرفت كه چه كودكانه نشستم و دارم فكر ميكنم و جواب خودم هم ميدم . ملودي همه به من ميگن خوش بحال ...
نویسنده :
مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀
11:47
ملودي و باغ وحش
از 19 بهمن تا 30 بهمن يه نمايشگاه حيوانات توي بوشهر برگزار ميشه . روز دومش يعني 20 بهمن بابا كه مجلس داشت و سركار بود . اما من و شما به همراه خاله حديثه و شوهرشون آقاي خسروي و پسرشون پارسا رفتيم باغ وحش . همه جور حيووني بود . سگ در نژاد هاي مختلف . خرس . گرگ . شير . ميمون . انواع پرندگان و خيلي حيووناي ديگه . يه قسمتش هم نمايشگاه مارهاي سمي بود كه فقط پارسا با ، باباش رفت و ما به علت اينكه چندشمون ميشد نرفتيم . چند تا از اين عروسك ها كه آدم ميره توشون هم بود كه خيلي بامزه بودن و بندري ميرقصيدن . چه رقصي هم داشتن . اما شما نصفش و خواب بودي و نصفش هم گريه كردي فكر كنم ترسيده بودي . اما در كل خوش گذشت . ...
نویسنده :
مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀
10:37
دو تا ني ني خيلي خيلي اوچكولو
بعد از چند روز كه آپ نكردم امروز اومدم كه آپ كنم وبلاگت رو خوشگل من . قبل از هر چيز ممنون ازكسايي كه بهمون سر زدن و گفته بودن چرا آپ نميكني . بهشون ميگم كه آخه كار و حرف تازه اي نداشتم كه بخوام بگم و نميخوام الكي براي اينكه هر روز مطلب بنويسم ، وبلاگت رو شلوغ كنم . ديروز من و شما و خاله حديثه رفتيم خونه يكي از دوستاي دوران مدرسه مامان كه تازه زايمان كرده بود ، اونم دوقلو . و هر دوشون هم دخمل بودن . اين دوست مامان يك دختر 7 ساله هم داره . خلاصه رفتيم عيادت . اما خيلي خيلي كوچولو و ريز بودن واقعاً آدم جرات نميكرد بهشون دست بزنه چون احساس ميكردي اگه بهشون دست بزني ميشكنن. اما هزار ماشا الله خيلي دخملاي آروم و خوا...
نویسنده :
مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀
10:21
عكس
دمه موشي ملودي جونم
چند روزه كه از دست موهات خيلي كلافه هستم . آخه هر كدومش يه طرف ميره و چون داره بلند ميشه از فرم در اومده . ديشب تصميم گرفتم موهات و ببندم . اما متاسفانه عكس نگرفتم تا امروز كه دوباره سر كار موهات و جمع كردم و دلم نيومد از دومين دمه موشيت عكس نذارم تا بعداً كه موهات كمند شد ببيني و ذوق كني كه موهات چقده بامزه بوده . ...
نویسنده :
مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀
12:36





