ملودیملودی، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 6 روز سن داره

♫فرشته شهر آرزوهای مامان و بابا ♫

ياسمين زهرا تولدت مبارك عزيزه دلم

  امروز تولد يك سالگي يكي از بهترين دوستاته كه مامان شاهد و خواننده روز به روز زندگيش بوده و خيلي دخمله خوشمزه و خوردني اي هستش اميدوارم بعداً كه بزرگ شدين دوستاي خوبي واسه هم بشين.  تولدت مبار ك گل زيبا و خوشبو  ...
27 ارديبهشت 1391

♥♥♥ تقديم به مهربان ترين مادر دنيا ♥♥♥

ملودي ، مامان جون  تا الان سعي كردم همه وبلاگ فقط مال تو باشه . ازت اجازه ميخوام اين پست و بزاري مال مامان باشه . ببخش گلم. البته به شما هم ربط دارم خوشگله من. مامان خوبم ، نميدونم از كدوم خوبي هات بگم. از وقتي يادم مياد عاشقانه كنار من ، حامد و بابا بودي . 90 درصد زندگيت و زندگيمون دور از فاميل و غربت گذشت . با اينكه مطمئنم غصه ميخوردي از اينكه حتي از ديدن عزيز ترين موجودات زندگيت كه مامان پوري و آقاجون بود محروم بودي ، اما هيچ وقت نذاشتي ما غصه بخوريم . هيچي واسمون از محبت كم نذاشتي. هميشه حمايتمون كردي ، دوستمون بودي ، پا به پامون اشك ريختي و هزار كار ديگه كه زبونم از گفتنشون قاصره. يكي از بزرگ ترين آرزوهام اينه كه شبيه شما باشم و بت...
20 ارديبهشت 1391

حس زيباي مادري

ديروز واسه چكاپ رفته بودم مطب خانم دكتر نصيري ( كسي كه شما رو به دنيا آورد ). پر بود از خانوم هاي باردار مطبش . ياد 2 سال پيش افتادم . كه هر ماه ميرفتم اونجا . از توي اتاقش صداي قلب ني ني هاي مختلف شنيده ميشد و ماماناي باردار كه با خوشحالي ميومدن بيرون و واسه نوبت بعدي وقت ميزاشت براشون منشي. دقيقاً خاطرات اون روزا واسم زنده شد. هميشه با كلي سئوال و دلواپسي ميخوابيدم روي همون تخت تا صداي قلبت و گوش بده . الهي قوربون اون قلب كوچولوت بشم صداش شبيه اسبي بود كه چهار نعل يورتمه ميرفت. شب قبل از زايمان ، زماني كه براي آخرين بار صداي قلبت و شنيدم هيچ وقت يادم نميره. يه حس هم خوب ، هم بد . نميدونستم فردا قراره چي پيش بياد . از طرفي خوشحال بودم كه بع...
20 ارديبهشت 1391

سوغاتي

عزيزم ديروز ناهيد جون اومد بوشهر . خونه اينجا رو بايد خالي كنن ، داره دنبال خونه ميگرده . ديشب اومد ديدنت و واسه ات اين عروسك و زنبيل حصيري رو آورد. البته زنبيله رو از شمال برات خريده بود. دستشون درد نكنه  ...
18 ارديبهشت 1391