تولد ۱۵ سالگی
جان دلم تولدت مبارک عزیزم...... ۱۵ سال پیش این وقتا دل تو دلم نبود که برم صبح بیمارستان و بغلت کنم ...... یادش بخیر اون موقع مامان مریم و ناهید جون هم بودن کاش الان پیشمون بودن هنوز
تولدت با تأخیر گرفته میشه و حتما برات عکس میزارم فعلا تبریک وبلاگ و میزارم انشا الله تا با عکسای تولد این پست و بروز کنم

جان دلم امروز برات کیک گرفتم و اومدم خونه بعد از کلاس های مدرسه خوابیده بودی بعد که پاشدی کلی سوپرایز شدی ..... گفتم فعلا تا روز جشن تولد حداقل روز تولدت شمع و فوت کنی امیدوارم بهترین اتفاقات برات بیوفته توی سال جدید زندگیت ...... امسال کلی سال جذابی باید شناسنامه رو عکس دار کنیم و کارت ملی بگیری و آخرین واکسن رو هم تابستون بزنی .ورودت به دنیای آدم بزرگا کلی مبارک عزیزم

![]()




تازه نوشت ۱۱ تیر
خب الوعده وفا...... تولدت و گرفتیم بهت چند تا پیشنهاد دادم خودت رفتن به کافه با دوستات و مامان هاشون و انتخاب کردی و اینطوری شد که تولدت و توی یه جای دنج که تازه هم افتتاح شده گرفتیم..... اما با تفاوت اینکه اینبار صبحونه مهمون هامون و دعوت کردیم بعدم که کیک و نوشیدنی

این کارت و درست کردم خودم و به صورت عکس برای مهمون هامون ارسال کردم


کیک و ساده سفارش دادم به خاطر رنگ و فضای کافه هم رنگ آبی و انتخاب کردم و لوگو و صدف روخودم روش گذاشتم طعمش هم عالی بود از قنادباشی گرفته بودم برات


این نهنگ خیلی خوشگل بود









دست همه مهمون هامون درد نکنه زحمت کشیده بودن ...اون گل های پارچه ای رو هم خودم برات درست کردم پایین عکس سمت چپ

مهمون هامون
خاله مریم و فاطمه
خاله سارا و بهار و داداش بهار، رایان
خاله الهه و مانیا
خاله فاطمه و طناز
خاله زهرا و سلینا
خاله نرگس
خاله نجمه
خاله عسل و مامانش خاله فاطمه


تولد ۱۵ سالگی 





