ملودیملودی، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 16 روز سن داره

♫فرشته شهر آرزوهای مامان و بابا ♫

سال 1405 نوروز و بهار

1405/1/5 22:30
1,206 بازدید
اشتراک گذاری

سلام جان دلم هر چند امسال عید متفاوتی بود و جنگ هست اما ما طبق سنت همیشگی سفره رو انداختیم و به پیشواز سال جدید رفتیم ..... اخرین عیثدی که خودمون سه نفر بودیم عید 1399 بود که کرونا شد و ناهید جون و بابا سعید نتونستن بیان ..... امسال هم به خاطر شرایط بابا سعید نتونست بیاد اما انشا الله توی شرایط بهتر میاد پیشمون

ناهار عید هم مثل همیشه سبزی پلو ماهی اونم ماهی صید بابا عیسی

امسال عید ساعت 18 و 15 دقیقه و 59 ثانیه بود

شب عید رو رفتیم دیدن خاله زبیده که بزرگ ترمون هست و ایشا الله سایه ش همیشه بالا سرمون باشه

شب عید هم دیدم درخت حیاط مون بهار زده

روز اول فروردین هم رفتیم سر خاک بابا بزرگ و مامان مریم و ناهید جون جاشون پیشمون خالیه

اینروزا همش هم هوا ابر و بارونیه

الان که دارم مینویسم برات 5 فروردین هست و تولد ناهید جون ..... اگه بود شمع 67 رو فوت میکرد

اینروزا بیشتر خونه ایم گاهی تا خونه خاله میریم و  میایم ...... ساز میزنی ..... درس هارو مرور میکنی و خلاصه سرمون و یه جور گرم میکنیم تا این روز ها هم بگذره روزای خوب بیاد

تازه نوشت 13 فروردین

خب عزیزم عید هم مرئز تموم شد و امسال اصلا حال و هوای عید نداشت ...... همچنان جنگ و اینده نا معلوم ..... وقتمون و گاهی خانوادگی پر میکنیم

یه شب دبرنا بازی کردیم بازی زمان کودکی ما

لپ گلی هم حسابی فضولی میکرد

چون ممکنه نیروگاه اتمی مورد اصابت قرار بگیره به همه قرص ید دادن که در ورت لزوم باید بخوریم ...... این چشم هامون چه چیزایی که ندید

مدرسه هم گفتن تا پایان فروردیم مجازی و اردیبهشت هم معلوم نیست هنوز و امتحانات هم 9 خرداد شروع میشه ..... و گفتن که دیگه نهایی نیست امسال  امتحانات و هر استان خودش سوالات و طرح میکنه ..... علا که اینو گفتن .کلاس موسیقی از 11 فروردین شروع شد .... زبان هنوز بلاتکلیفه و ترم زمستان هم نا تموم موند

امروزم هم که سیزده بدر بود همیشه می‌رفتیم بیرون امسال خونه بودیم ..... شب رفتیم با ،بابا عیسی لب دریا هم سبزه رو انداختیم داخل آب به امید روزای خوب و هم چندتا عکس ازت گرفتم .......

و عید تموم شد 

تازه نوشت ۲۸ فروردین    

عزیزم اینروزا نسبتا آروم تر داره میگذره درگیر و دار مدرسه مجازی هستی از اون طرف موسیقی و زبان هم شروع شده کلاس هات این بین گاهی هم بیرون میریم 

حیاط آموزشگاه موسیقی پر از توت شده

عزیزم فردا تولدته...... به خاطر شرایط پیش اومده امسال تولد و با تأخیر میگیریم و همزمان جشن فارغ التحصیلی متوسطه اول هم می‌خوام برات بگیرم انشا الله هر دوتاش و باهم برات جشن میگیریم...... خیلی دوست دارم و مرسی که دختر من شدی 

تازه نوشت ۱۳ اردیبهشت 

قشنگم هوا هنوز خوبه و میشه لذت برد از زیبایی ها طبیعت و دریا 

عصرا هم به همراه بابا ساز تمرین میکنین البته با نظارت لپ گلی 😁

شبا هم هوا خوبه و میریم بیرون آب دریا

یه عالمه نقاشی های قشنگ هم می‌کشی 

مدرسه هم همچنان مجازی ادامه داره و همه کتاب هاتون جز ریاضی تموم شدن اما هنوز نحوه برگزاری امتحانات پایانی و تاریخش معلوم نیست 

و اینکه مجدد کراتین موهات و شارژ کردیم و اینبار خیلی راضیم از نتیجه موهات 

تازه نوشت ۱۶ اردیبهشت 

قشنگ من خیلی این روزا خانوم شدی و قشنگ بعد از تولدت حس میکنم کلی بزرگ شدی

تازه نوشت ۲۹ اردیبهشت 

قشنگم دیشب رفتیم و عکس برای شناسنامه گرفتیم .... فردا هم بابا می‌ره گواهی اشتغال به تحصیل از مدرسه میگیره و هفته آینده می‌بریم برای درخواست شناسنامه انشا الله...... دیروز مدرسه هم تموم شد کلاس هاتون رفتین تعطیلات قبل امتحانات .... هنوز برنامه امتحانی ندادن البته بهتون و اینکه معلوم نیست امتحانات حضوری هست یا مجازی 

من فدات بشم خانوم شدی دیگه 

بعدش هوا خیلی خوب بود رفتیم هلیله باهم 

یه شب هم لپ گلی و با خودمون بدون قفس و باکس بردیم دور دور 😬

تازه نوشت ۱۰ خرداد 

جان دلم ۵ خرداد رفتیم اطراف شیراز روستای قلات خیلی تعریفش و شنیده بودم دیگه گفتیم تا هوا هنوز خیلی گرم نیست بریم 

اولش وقتی رسیدیم کنار تخته وایسادیم و بستنی خوردیم واقعا حرف نداره بستنی های اینجا

در مسیر رسیدیم دشت ارژن

وقتی رسیدیم قلات همونجا توی طبیعت برنج و مرغ درست کردم که نمی‌دونم به خاطر خستگی راه بود یا آشپزی در طبیعت اینهمه خوشمزه شده بود و بهمون چسبید 

در پشت صحنه آشپزی الاغ ها هم بار میبردن

و اینم نتیجه غذا

به گربه ها هم غذا دادیم 

بعد از خوردن غذا رفتیم و توی کوچه باغ هاش قدم زدیم خیلی جای قشنگی بود واقعا

بوم گردی خیلی خوشگل 

درخت گردو کلا در از درخت گردو بود

یه محل برای استراحت درست کرده بودن داخل کوچه به همین خوشگلی 

ادای ژست دختر داخل نقاشی دیواری رو در آوردی 

گوشه گوشه ش پر از حس قدیم بود

میوه ها همه ارگانیک بود و مزه بهشت می‌داد

رفتیم تا رسیدیم به این بوم‌گردی و کافه رخساره ..... آنقدر خوش آب و رنگ و با صفا بود جذب زیباییش شدیم و رفتیم همونجا چای خوردیم 

ساعت ۵ عصر هم برگشتیم به سمت بوشهر 

عزیزم خب ترم قبل زبانت تموم شده و از دوشنبه ۱۱ خرداد ترم بعد شروع میشه ..کلاس موسیقی همچنان به راهه. مدرسه تون هم که مجازی بود کلاس ها و تموم شد الآنم چون اوضاع همچنان نابسامان هست امتحانات اکثرا به صورت تحویل پروژه و تحقیق انجام میشه فقط عربی و ریاضی رو امتحان میدی

(من یه عالمه عکس از سفر به قلات گذاشته بودم نمی‌دونم سایت چرا خذفشون کرده به محض درست شدن میزارمشون دوباره 😮‍💨)

اینروزا کلی نقاشی کشیدی و چسبوندی به دیوار اتاقت 

بابا سعید ۱۲ خرداد اومد پیشمون ...این عطر و برات آورده بود 

اینروزا تحقیق های دروس و آماده کردیم و دادیم داری عربی می‌خونی برای امتحان ۱۷ خرداد انشا الله 

تازه نوشت ۱۹ خرداد 

اینروزا شبا اگه خوب باشه هوا میریم بیرون به شب رفتیم کافه درسا

بوشهر مال هم افتتاح شده یه شب هم رفتیم اونجا 

تازه نوشت 28 خرداد 

خب عزیزم 24 خرداد امتحان هات تموم شد و سال نهم هم با همه چالش هاش پست سر گذاشتی ....کارت ملی هم رفتیم و درخواست پر کردیم ولی گفتن چند سال طول می‌کشه تا بدن 😐

بابا سعید هنوز پیشمون هست 

گاهی دوری میخوریم ولی چون گرمه بیشتر خونه ایم امشب رفتیم دور دور بعدم رفتیم کافه جار زیبا


 

پسندها (6)

نظرات (1)

پرواز نواپرواز نوا
5 فروردین 05 22:35
عیدتون مبارک🌸سال خوبی داشته باشید
مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀
پاسخ
ممنون عید شما هم مبار ک عزیزم