ملودیملودی، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 28 روز سن داره

♫فرشته شهر آرزوهای مامان و بابا ♫

زمستان 1403

1403/10/3 20:13
1,512 بازدید
اشتراک گذاری

خب دیگه وارد اخرین فصل از سال 1403 شدیم . شروع ماه با روز مادر بود باهم دوتایی رفتیم رستوران چهار فصل

و این گل هارو هم بردم برای ناهید جون و مامان مریم .... دومین سالیه که روز مادر کنارمون نیستن

امروز 3 دی ماه بود و شما اولین امتحان ترم اول رو که قران بود دادی .... امتحانات تا 24 دی ماه ادامه داره و از اول هفته اینده دو هفته تعطیل هستین و فقط میرید امتحان میدید . بابا سعید هم 6 دی میاد یک هفته ای پیشمون انشا الله

اینهفته که رفتیم موسیقی اونجا بادکنک یلدایی بود گفتم یه عکس بگیرم ازت

عاشق ارامش این اموزشگاهم

بعد از کلاس هوا خوب بود رفتیم یکم پارک سر کوچه اموزشگاه نشستیم همونجا هم درس پیام اسمانی که مربوط به امتحان دومت بود و پرسیدم ازت

بابا سعید 6 دی اومد یک هفته پیشمون . امتحانات ترم بود اما خب خداروشکر اون هفته که بابا اینجا بود امتحانات سختی نداشتی .... کمی باهم میگشتیم البته بارون چون بود اون هفته خیلی جای خاصی نمیشد رفت جز کافه های سر بسته ولی خداروشکر بهمون خوش گذشت و روحیمون عوض شد

عصرا که شما مدرسه هستی و بابا سعید هم که تهرانه باباشی هم که اکثرا بوشهر نیست منم میزارمت مدرسه و برای خودم میرم هر بار یک ساحل یا کوچه پس کوچه های قدیمی و خوش میگذرونم بعد هم میام دنبالت از مدرسه میایم خونه

بعضی روزا هم باهمم میریم

تلفیق سنگ و صدف

اینم یک تجربه جدید پاسپورت برات گرفتم میخواستم مال خودم و تمدید کنم دیگه اینجوری گفتم برای شما هم بگیریم

29 دی هم تولد فریماه بود اما دو سه روز زودتر سوپرایزش کردیم

اخر هفته من دگیر بودم و بابا ازت درس مپرسید

عشقم 5 بهمن رفتم تور نگسزار و بی نهایت خوش گذشت بهمون

ناهید جون و مامان مریم عاشق گل مریم بودن دیروز براشون بردم

عشق شب قبلی که بابا سعید بیاد رفتیم اغ بابای خاله الهه باز زنونه و کلی بهمون خوش گذشت وسط هفته یه تعطیلی بود از فرصت استفاده کردیم بازم قابلمه پارتی بود هر کس یه چیزی اورده بود

بابا سعید که اومد برای نمرات خوبی که گرفته بودی برات هدیه اورده بود یادش بخیر همیشه ناهید جون برات همینکارو میکرد امسال جاش خالی بود

بابا عیسی هم کارت هدیه ای بهش داده بودن اون و داد به شما برای کارنامه

بابا سعید یک هفته اینجا بود و شبا میرفتیم بیرون وقتی هست دورمون شلوغه و به بودنش عادت کردیم پیشمون

چند مدته میگفتی موهام چتری کنم کراتین کنم دیگه تعطیلات دهه فجر که مدرسه چند رئزی تعطیل بود بردمت و خواستت و عملی کردم .... خیلی خوشحالی و من از خوشحالی تو خوشحالتر

و اینم یه چهره کاملا جدید

شامپو و اسپری قبل از سشوار هم برات گرفتم

ترم قبل زبان هم عالی تموم شد و این هم کارنامه ش

و ترم قبل تر  زبان ترم t2t2رو تاپ ترین دانش اموز شدی و توی ثبت نام ترم جدید و خرید کتاب تخفیف داشتی .... مثل همیشه بهت افتخار میکنم و خداروشکر میکنم برای داشتنت و اینکه لایق این بودم که مادر فرشته ای مثل تو باشم

خب جان مادر باز هم ترم زبان و تاپ ترین شدی ترم زمستان 1 یا همون t2t3

ین روزا هوا عالیه سعی میکنیم در کار مشغله های درس و کاری لذت هم ببریم ..... شبا میریم کافه های مختلف ...یه شب رفتیم کافه بوهو

کافه دیگه که تا الان نرفته بودیم کافه جفره علیباش هست مال دوست باباس اما خب تا الان نرفته بودیم

اینم کوچه قشنگی که این کافه هست توی بافت قدیم

خاله محبوبه دو روزی اومد پیشمون حسابی خوش گذشت بهمون و کلی گشتیم البته بیشتر من با خاله چون شما در گیر درس بودی

یه شب هم رفتیم کلاس موسیقی و بعدش با دوستامون رفتیم پارک و مانیا دو سه تا عکس ازت گرفت

دوستای من

نقاشی قبل و بعد خودت رو با تغیررات موهات کشیدی

توی گوگل تبلیغ فیلم سینمایی خرچنگ و دیده بودی ... باهم رفتیم سینما و کلی خندیدیم

جمعه 2 اسفند چند جا رفتیم اولیش نمایشگاه نقاشی بابای خاله نرگس بود ائل رفتیم گل فروشی و دوتا گل گرفتیم 

نمایشگاهشون توی مدرسه سعادت بود

عمو هاشم بابای خاله نرگس

این گلا داخل حیاط مدرسه بود قشنگ اومدن بهار و میشه حس کرد

جای دوم نمایشگاه نقاشی فاطمه انصاری دوستت بود

این تابلوی قشنگ کار فاطمه بود

فاطمه ی هنرمند مون

خاله مریم مامان فاطمه

بعد از نمایشگاه همون مجتمع طبقه بالا مهمان کنسرت بودیم .... خاله نجمه رو هم باخودمون بردیم چون سه تا بلیط داشتیم و کلی هم اونجا خوش گذروندیم

این اقای احمد قربانی اولین کسی بود که من توی بوشهر باهاش تئاتر و شروع کردم .... شمارو تا حالا ندیده بود

شبایی که هوا سرده هم میریم تفریح سینما ..... اینبار فیلم دایناسور رفتیم به همراه فاطمه عمه انیس

اموزشگاه موسیقی که میری سر کلاس دوتا گربه هستن سریع خودشون و میرسونن تا نازشون کنم یعنی هر جا باشن دوتایی بدو بدو میان

دیگه چون به من اعتماد دارن میزارن شما هم نازشون کنی

دندون هات چهار تا پوسیدگی دیگه داشت ... دوتاش و رفتیم انجام دادیم دوتاشم فردا یعنی 19 اسفند میریم انجام میدیم که کلا همه دندون ها درست باشن .... خداروشکر برای اولین بار امسال نیاز به دندون پزشکی پیدا کردی و دندونای خوبی داری هزار بار شکر البته مراقبت هایی هم که میکنی بی تاثیر نیست مسواک روزانه و دهانشویه

دیگه دکتر جمالپور شده دکتر خانوادگیمون ..... منم تا میرم منشی دکتر خانم ریاضی حسابی تحویلم میگیره و باهم دوست شدیم

اینروزا بوی بهار نارنج همه جا پیچیده

اینارو فریماه دختر عمه انیس برای من جمع کرده بود .... ریختمشون اینجا و کل خونه خوشبو شد

چیزی به اخر سال نمونده ..... بابا سعید 23 اسفند میاد پیشمون و عید و اینجاست ..... فکر کنم این هفته هم هفته اخر باشه که مدرسه میرید .... کلاس زبان هم 22 اسفند امتحان دارید و میره دوره بعدی 16 اسفند ..... کلاس موسیقی هم 21 اسفند اخرین جلسه است و جلسه بعدش بعد از عید شروع میشه به امید خدا ...... میتونیم عید حسابی استراحت کنیم و خوش بگذرونیم

تازه نوشت

خب عزیزم مدرسه از 20اسفند تعطیل شد شب رفتیم کافه به همراه بابا عیسی

21 اسفند هم کلاس موسیقی تموم شد تا بعد از سال که مجدد ادامه بدی و این هم هفت سین اموزشگاه

گفتی هدیه تموم شدن مدرسه و کلاس موچی میخوام این هم شد نتیجه 

22 اسفند هم پایان ترم زبان بود اکسفورد .... این ترم هم شدی 97 کارنامه ت و دانلود میکنم بعد میزارم برات عزیزم ... و 23 اسفند رفتیم فرودگاه دنبال بابا سعید

26 اسفند تولد من بود به دعوت بابا سعید رفتیم رستوران هتل خورشید ..... طبقه 12 هست رستورانش و ویو خیلی جذابی داره

برای سر خاک مامان مریم و ناهید جون هم رفتیم گلدون های جدید گرفتیم به همراه بابا سعید اونجا پر شده از بهار نارنج و عطرش واقعا بی نظیره

اینا خیلی بانمک بودن

اینارو گرفتیم برای سر خاک

اینم سبزه نارنج

امیدوارم سال جدید سالی پر از اتفاقات خوب و سلامتی باشه برای همه مردم همچنین ما ..... خب اینم اخرین پست 1403 بود

پسندها (2)

نظرات (1)

آویناآوینا
4 دی 03 20:04
روز زن به مادر دختر خوشگل مبارک باشه
مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀
پاسخ
مرسی عزیزم روز شماهم مبارک