ملودیملودی، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 3 روز سن داره

♫فرشته شهر آرزوهای مامان و بابا ♫

برچسب کمد

این برچسب ها هم داستان داره واسه خودشون. یکی بود یکی نبود یه روز ملودی و مامانش و ناهیدجون رفته بودن بازار خرید. مغازه اول خرازی بود. مامان میخواست یکم لوازم خیاطی بگیره واسه تولد ملودی جونی. اونجا دید که یه سری برچسب هم هست . داشت انتخاب میکرد که دید ناهید جون سراسیمه اومد و گفت در شیشه ملودی نیمه باز بوده و تمام لباسش خیس شده. رفتم دیدم تا کالسکه هم خیسه. هنوز یه ربع نبود که رسیدیم مرکز خرید . تند تند لباس خیساش و عوض کردم اما چون همه کالسکه با شیر خیس شده بود مجبور شدیم بر گردیم خونه.قصه ما به سر رسید. ملودی هم به خونه رسید.   اینم چند تا عکس از برچسب ها و ملودی که مشغول بازی بود توی اتاقش     ...
13 فروردين 1391

بازم یه کار جدید

  الهی مامان فدات بشه . یاد گرفتی دست بدی. تا میگم ملودی دست بده سریع میخندی و دستت و میاری جلو واسه دست دادن .الان 2 روزه این کارو یاد گرفتی . یعنی در تاریخ 91/1/7 . آفرین عشق من . ...
9 فروردين 1391

عیدی زن عمو سهیلا

زن عمو سهیلا لطف کردن و یه عروسک خوشگل خریدن و داده بودن به باباشی که برات بیاره . اینم عکسش   این لحظه ای هست که اولش دادم دستت . البته قبل از اینکه بهت بدمش یه تغییراتی توش ایجاد کردم که بتونی استفاده اش کنی کلاهش و به موهاش دوختم . جوراباش و به شلوارش و ژاکتش و در آوردم با لبه های دامنش چون پرز پرزی بود و با دست کنده میشد و از اونجایی که شما هر چیزی رو دهن میکنی خطرناک بود. تا همین جاشم کلی عذاب وجدان داشتم که چرا مجبورم عروسک بیچاره رو خراب کنم. همون لحظه اول شروع کردی دونه دونه موهاش و کندن . من هم اومدم موهاش و گیس بافتم . اما شما که دیدی دیگه موهاش و نمیتونی بکنی با یه زور جانانه کل موهاش و از جا در آوردی ........ ...
6 فروردين 1391

یه کار جدید یاد گرفتی ...........آفرین گلم

همیشه وقتی میدیدم دو تا بچه دارن باهم بازی میکنن و اسباب بازی هاشون و وقتی اون یکی میخواد ،بهم نمیدن ، کلی ناراحت میشدم و میگفتم چه بچه خسیسی . همیشه دلم میخواست شما این عادت زشت و نداشته باشی و دست و دل باز باشی . همه میدونن که عاشق موبایلی و تحت هیچ شرایطی ازش دل نمیکنی. امروز موبایلم و میدادم دستت و میگفتم بفرمایید ، و وقتی میگرفتیش ، میگفتم حالا بدش مامان و دستم و جلوت میگرفتم . سریع توی دستم میگذاشتیش . چند بار تکرار کردم . خیلی خانومانه و مودب این کار و انجام میدادی . خدایا شکرت که بچم دست و دل بازه و حتی اون چیزی رو که خیلی علاقه داره بهش حاضره بده کسی تا اونم استفاده کنه . یه بوس گنده واسه تنها بهانه زنده بودنم . ( البته بعد بابایی ج...
5 فروردين 1391

اسم ملودي با استايلهای مختلف

  اسم ملودي با استايل گوگل       اسم ملودي با استايل لرد آف ده رينگ        اسم ملودي با استايل كوكا كولا     اسم ملودي با استايل ماتريكس     اسم ملودي با استايل ياهو        اسم ملودي با استايل هري پاتر       اسم ملودي با استايل ميكي موس       اسم ملودي با استايل پارك ژوواسيك       اسم ملودي با استايل اسپايدر من       اسم ملودي با استايل بليد2  ...
5 فروردين 1391

چند تا تولد در راهه

عزيزم تا تولد شما چيزي نمونده اما قبل تولد شما چند تا تولد ديگه هم در پيش داريم : اوليش تولد ناهيد جون كه همين امروزه.   سالش تموم ميشه     دوميش تولد بابا سعيد كه 15 فروردينه .   سالش تموم ميشه   سوميش تولد وبلاگته كه 19 فروردينه . ساله ميشه    چهارميش هم تولد خودت كه 29 فروردينه و ساله ميشي      انشا الله كه هميشه خبر تولد باشه و خوشي        ...
5 فروردين 1391

تولد ناهید جون

عزیز دلم امروز تولد ناهید جون بود . جشن خاصی نگرفتیم . اما بابا عیسی عصری که اومد خونه آماده بشه بره سر کار یه کیک خریده بود واسه ناهید جون و حسابی سوپرایزش کرد.(همسر عزیزم ممنون واسه همه مهربونی هات . عاشقانه ، تا ابد ، در کنارت خواهم بود و ستایشت میکنم . و از خدا ممنونم که تورو سر راهم قرارداد ) من هم از طرف خودم وجه نقد کادو دادم . بابا سعید هم همینطور. دایی حامد هم که نیستش رفته تبریز خونه مادر خانمش اینا .   این گلم خاله مریم روز قبل تولد ناهید جون واسه اش آورده بود     اینم یه عکس 2 نفره مامان و ملودی وقتی داشتیم می رفتیم دد     ناهید جون الهی 1000 سال زنده باشی و سایه ...
6 فروردين 1391

ملودی در حال عیدی گرفتن

عیدی از دست بابا سعید   فعلا عیدی هاش کامل نیست اما اینایی رو که گرفته مینویسم تا بعد....... 1) بابا سعید 50000 تومان 2) دایی حامد 20000 تومان 3) مامان نسیم 120000 تومان البته به صورت لباس 4) عمو رحیم ( عموی مامان نسیم ): 20000 تومان با یه لباس ٥) بابا عیسی 50000 تومان ................. در حال حاضر با مبلغ های جمع شده یه صندلی ماشین خوشمل واسه نی نی گولوی ما خریده شد . البته مامان یکم پول روی  عیدی هاش گذاشت. مبارکت باشه گلم . در ضمن دست همه درد نکنه .    اینم عکس صندلی ماشین فینگیل ما . چند ماه آینده که مامان ماشینش و خرید با هم میریم د د . پ.ن : این پست کامل میشود ...
3 فروردين 1391

دخمل فضول

  میخواست ببینه دماغش و مدل خوکی عمل کنه خوشگل میشه یا نه ؟ شما نظرتون چیه ؟ ( در حال شیرین کاری برای ناهید جون که رفته بودن خرید ) ...
3 فروردين 1391