ملودیملودی، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 1 روز سن داره

♫فرشته شهر آرزوهای مامان و بابا ♫

اینروزای تابستونی

سلام نفسه مامان اینروزا هوا حسابی گرمه و واقعا اتیش میباره . مدرسه که تعطیله و کلاس ژیمناستیک رو هم که همچنان میری . صبحا هم برات همون رنگ امیزی از روی الگو رو داریم ادامه میدیم .امروز صبح کارایبانکی داشتم و بعدش رفتم و چند تا کتاب جدد برات گرفتم از اونجایی که حرفه ای شدی گفتم بهتره برات یه سری مداد رنگی خوب بگیرم که بهتر بتونی کار کنی مداد رنگی چرب مخصوص طراحی 24 رنگ برات گرفتم     و امروز هم اولین نقاشی رو با مداد های جدید کار کردی که واقعا دیدم خیلی دستت نرم تر حرکت میکنه و خوشحال شدم از خریدنشون خیلی وقته که حس میکنم به انگلیسی علاقه داری چونهمه شعرای بیبی انیشتین و جم جونیور و باه...
23 خرداد 1395

آموزش رنگ آمیزی از روی الگو

عشقم حالا که هم نقاشی رنگ کردن و خوب یاد گرفتی هم اینکه قدرت چشم و دستت هماهنگ شده و هم تمام رنگ ها رو میشناسی بخوبی دیدم بهتره یاد بگیری از روی الگو رنگ امیزی کنی . الان حدود یک هفته اس داریم کار میکنیم . اولین کارت رو هم میزارم جهت نمونه . واقعا بهت افتخار میکنم که هخر چیزی و یبار میگم بهت بار بعد خودت عالی از پسش بر میای کلاس ژیمناستیکت هم امروز جلسه یازدهمه و چهارشنبه یک ماه میشه و کلی پسرفت داشتی ملغ میزنی با پای باز هم ملغ میزنی . 180 پات و باز میکنی .شمع میزنی . پل میزنی . درخت و فرشته . خلاصه همه حرکات و یاد گرفتی نفسم . یه چیز دیگه که خیلی دوست دارم داخل رفتارت اینه که برای هر کاری ازم اجازه میگیری حتی اب خوردن . مامان...
10 خرداد 1395

جشن فارغ التحصیلی پیش دبستانی یک 22 اردیبهشت 1395

عشقم دیروز روز اخر بود بالاخره و یک سال و به خوبی و خوشی پشت سر گذاشتی و واقعا سال پر باری بود برات و پر از پیشرفت های چشمگیر و نشون دادی که هوش و استعداد بالایی داری و خدا رو شاکرم که هر چیز و فقط یکبار باید بهت یاد بدم و بار بعد تمام و کمال خودت انجام میدی بدون کمک من . میریم سراغ عکسا کارت دعوت جشن قبل از ورود به سالن   دوره اون خندت بگردم الهی ملودی با تاجش میریم سراغ یه سری عکسا از کلیت مراسم               لوح پایان نامه و هدیه اینم هدیه که یدونه قوطی ...
23 ارديبهشت 1395

ثبت نام کلاس ژیمناستیک 1395/02/15

سلام عشقم امروز دیگه اخرین روز مدرسه بود البته از طرف مدرسه یه روز جشن دارید که تاریخ دقیقش معلوم نیست اما احتمالا یا هفته اینده اس یا هفته بعدیش . این مدت دیدم خیلی با فاطمه ( دختر عمه انیس ) حرکات ژیمناستیک انجام میدی و بنظر علاقه مند اومدی . تصمیم گرفتم ببرمت . امروز جلسه اولش بود . روزای زوج ساعت 6 تا 7 عصر کلاست هست . برای جلسه اول بد نبود اما خب شیطنت هم کم نکردی و محیط برات خیلی جالب بود . ایشا الله روزای بعد بهتر میشی . توی سالن نشد ازت عکس بگیرم اما خب پریروز که برات لباس خریدم یدونه عکس گرفتم ازت که میزارم واست . این اولین تجربه کلاسه ورزشیه . اینم یه اولینه دیگه توی تاریخ زندگیت نفسم .     &nb...
15 ارديبهشت 1395

3 اردیبهشت 95 جشن تولد 5 سالگی عشق مامانش

نفسم تولدت رو با تاخیر دیشب یعنی سوم اردیبهشت برگزار کردیم دقیقا تولد 5 سالگیت رو با 5 روز تاخیر . خداروشکر که همه چیز همون طور که میخواستم بود و همه هم ظاهرا بهشون خوش گذشت . خان.واده درجه یک بابا عیسی رو دعوت کردیم و یه جشن کوچیک و خودمونی برگزار کردیم کارت دعوت مامان ساز متنش تبریک تولد وبلاگت عکست توی متولدین امروز نینی وبلاگ سوت سوتک برای بچه بادکنک برای بچه ها گیفت میمونک برای بچه ها سالاد میوه برای پذیرایی اولیه شامل ( توت فرنگی . توت سیاه . سیب زرد . سیب قرمز . سیب سبز . کیوی . موز . انار . به اضافه اب پرتقال پالپ دار ) ...
4 ارديبهشت 1395

30 فروردین تولد محمد جون + 31 فروردین رصد خونه

عشقم 30 فروردین تولد پسره پسر عموی بابایی بود و ما هم دعوت بودیم خیلی خوب بود و واقعا بهتون خوش گذشت . عکس نگرفتم اما توی عکسایی که مامان محمد جون برام فرستاد یدونه عکس ازت بود که به یادکگار میزارم برات . محمد جون 2 سالش تموم شد . 31 فروردین هم از طرف مدرسه بعد از ظهر بردنتون رصد خونه و والدین هم میتونستن بیان . خیلی خوب بود هر چند که شما حتی نگاه هم نکردی ماه و ستاره هارو اما خب به ما مامان ها خیلی خوش گذشت . دقیق یاد دوران خودم افتادم که کمودکستان میرفتم و اون موقع ناهید جون با مامان های دوستای من دوست شده بود و چقدر خوش میگذروندن و چقدر دوره همی برگزار میکردن واقعا ایروزا همه اش خاطرات دوران خودم داره زنده میشه برام . ...
4 ارديبهشت 1395

15 روز اول سال جدید 1395

عشقم این چند روز رو حسابی درگیر بودیم . فردای سال تحویل به همراه ناهید جون و بابا سعید رفتیم همدان و تا 9 فروردین اونجا بودیم . و به خاطر اینکه همه فامیل امسال همدان بودن کلا مشغول دید و بازدید و خوش گذرونی بودیم . هر چند که هوا واقعا وحشتناک بود و زیر صفر بود اما انقدر خوش گذشت که می تونم بگم جز بهترین روزای زندگیم بود بعد از اومدن شما توی زندگیمون . چون اینبار اصلا اذیت نکردی و خب طبیعیه دیگه خانومی شدی واسه خودت . چند تا تولد داشتیم تولد ناهید جون وتولد زن پسردایی من . حسابی همه اش بگو  و بخند امیدوارم امسال سال خوبی باشه تا امروزش که خیلی خوبه . 12 فروردینم برگشتیم بوشهر و شما مدرسه رو میری واسه خودت منم به کارای اداریم میرسم . خلا...
15 فروردين 1395

نوروز 1395 تهران

عشقم این اولین پست سال 1395 هستش . خیلی خوشحالم که تونستیم یک سال دیگه رو هم در کنار و زیر سایه عزیزامون باشیم و از وجودشون لذت ببریم امیدوارم صد یال دیگه هم همین طور باشه . یریم سراغ هفت سین با تم میمون که اکثر چیزاش دستن سازه    ناهار سال تحویل  و اینم عشق مامان این ششمین نوروزه که تو هم هستی یکسال توی شکم و 5 سال پای سفره مسال من و شما به همراه بابا سعید و ناهید جون بودیم سال تحویل رو . اینم باباشی سرکار  و اما گذر ایام  نوروز 90 نوروز 91   ...
1 فروردين 1395

تولد مامان نسیم + پایان 59 ماهگی ..... ورود به 60 ماهگی + اخرین پست سال 94

عشقم 216 اسفند تولد مامان نسیم بود و کنار بابا سعید و ناهید جون واقعا خوش گذشت . کیک و گل به همراه وجه نقد هدیه بود از طرف مامان و بابا . ممنون مهربونا ی من  البته ملودی دوتاش و خاموش کرده . چند سالمه  ؟ اینم عشق من تولد مامان جونش فردای تولد دایی حمید ( دایی کوچیکه مامان نسیم ) اومدن خونه ناهید جون اینا دیدنمون و به منایسبت تولد من یه دسته گل خیلی خوشگل اوردن . ممنون دایی مهربونم  و اما امروز ماهگرد شماس و فقط و فقط یک ماه مونده تا تولد قشنگت عزیزه دلم  خوشگلم ورودت به  ماهگی مبارک  ین اخرین پست سال ...
29 اسفند 1394

جشن نوروز 95 مدرسه + پیشرفت های اخیر علمی

عشقم روز 20 اسفند از طرف مدرسه براتون جشن پایان سال گرفته بودن . زیاد توضیح دادنی نیست . فقط میتونم بگم خیلی خوش گذشت و شما هم بی نهایت خانوم بودی ماشا الله و حسابی همکاری کردی                                 کارت دعوت جشن   پیک نوروزی   اینروزا کل حروف الفبا رو یاد گرفتی . خوندن اعداد از روی نوشته ها تا 10 . تمام رنگ ها ( صورتی . بنفش ....
23 اسفند 1394