♫فرشته شهر آرزوهای مامان و بابا ♫

خدا پدر تكنولوژي رو ............

واقعاً بايد خوشحال باشيم كه علم پيشرفت كرده و چيزايي مثل صندلي غذا ، پيش بند و امسال اين و اختراع كرده. عكساي دخملي رو در حال غاغا خوردن اونم توسط خودش كه ديده بوديد . مثل پرنسس ها عاقل نشست و تا آخرش خورد بدون يه كم كثيف كاري. اما اين عكس ها مال ديروز صبحه خونه ناهيد جون . چون صندلي غذا و پيشبند نداشته اينطوري به روز خودش آورده . تازه با اين وجود از بس چسبناك شده تمام سر و صورت و لباساشم تعويض و تميز شسته شده .  جالبه داستان اينجا بود كه :  بيسكوئيت ها كرمدار نارگيلي بود . هر تيكه كه بر ميداشتي اول خوب اين ور و اون ورش و نگاه ميكردي ببيني اگه كرم داره بخوري و اگه نه پرتش ميكردي. و هز از ده تايي يه دونه هم بيسك...
31 خرداد 1391

رفتم استقبال ناهيد جون و بابا سعيدم

تاريخ 91/3/28 فرودگاه بين اللملي بوشهر ـ جونم براتون بگه ما رفته بوديم استقبال. يه خانم بداخلاقي دم در بود كه خانم ها رو بازرسي ميكرد . ما رو بازرسي نكرده ديپرت كرد گفت آستيناتون كوتاه هست حالا آستينام يكم بالاتر مچ بود. خلاصه از اما اصرار و از اون اجبار كه برو بيرون . ما هم مجبور شديم توي حياط منتظر بشيم. به  آستين من گير داد اما به پاي لخت و سر باز و كمر لخت شما گير نداد دخملي . فقط خدارو شكر هوا اون روز بد نبود و رطوبتم پايين بود.  فداي اون صورتت ماهت بشم مامانم بزرگ بشي فكر كنم بايد همه پسرارو با چوب از در خوب بيرون كنيم ...
31 خرداد 1391

من عاشقه اينم ......... ♥♥♥♥♥♥

♥عاشقه وقتي هستم كه از بيرون ميام و تو بيداري و براي اومدن توي بغلم خودت رو با آخرين سرعت به من ميرسوني♥ ♥عاشقه وقتي هستم كه با عشوه و ادا ميگي مومون♥ ♥عاشقه وقتي هم كه مي خوام بخوابي و تو نميخواي و به هر صداي كوچيكي يا هر بهونه اي ريسه ميري از خنده و دلم و بيش ار پيش ميبري ♥ ♥عاشقه وقتي هستم كه سعي ميكني كارايي رو كه من انجام ميدم تكرار كني♥ ♥عاشقه وقتي هستم كه ميگي نه نه نه نه و ميخندي♥ ♥عاشقه وقتي هستم كه ميگم ملودي و تو ميگي ااااااااا ( با كسره )♥ ♥عاشقه وقتي هستم كه دماغت و جمع ميكني و موش ميشي ♥ ♥...
31 خرداد 1391

ملودي در گذر ايام

ملودي 12 ساعته توي بيمارستان تامين اجتماعي بوشهر بقيه در ادامه مطلب ...................... ملودي 1 ماه و چند روزه  ملودي دو ماه چند روزه  ملودي سه ماه و چند روزه  ملودي چهار ماه و چند روزه  ملودي پنج ماه و چند روزه  ملودي شش ماه و چند روزه  ملودي هفت ماه  و چند روزه  ملودي هشت ماه و چند روزه  ملودي نه ماه و چند روزه ملودي ده ماه و چند روزه  ملودي يازده ماه و چند روزه  ملودي 12 ماهه ملودي 13 ماهه ملودي 14 ماهه خدايا شكرت . خيلي خانم شدي. امروز كه عكسات و ميديدم متوجه ش...
28 خرداد 1391

پارك بانوان جمعه 26 خرداد 91

ديروز صبح خيلي دختر خوبي بودي و تازه ساعت 11:30 با ، باباشي البته با ماشين مامان ( چون بابا كه صندلي ني ني نداره ) رفتين و واسمون از بيرون ناهار گرفتين . يه يك ساعت و نيمي شد و بابا ميگفت دختر خيلي خوبي بودي . فقط ميگفت كمرم درد گرفت. منم گفتم پس ببين منه بيچاره چي ميكشم قبلا با بابا تا سوپر سر كوچه رفته بودي اما اين اولين تجربه بيرون رفتنت به مدت طولاني بود.  الهي من فدات بشم كپله مامان  بقيه ادامه مطلب ♥♥♥♥♥♥♥ اينم يه كار جديد . قبلاً من بايد مي نشستم و شما رو مي نشوندم توي بغلم و تاب ميخوزديم اما ديروز بالاخره ترست ريخت و نشستي توي تاب البته شب قبلش هم توي پ...
27 خرداد 1391