شرکت در مسابقه نی نی شگفت اگیز
جیگر مامان این اولین مسابقه ای هست که توش شرکت میکنی خدا رو چه دیدی شاید برنده شدی کدت 25 هست انشا الله که رای میاری
نویسنده :
مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀
13:14
بابای مهربون
وقتی چند روزت بود بابا ببین چقده دوست داره ...
نویسنده :
مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀
10:47
چند تا عکس از نینی گولویی های ملودی
مامانی این شبی هست که بدنیا اومده بودی توی بیمارستان فردای زایمان منتظر بودیم دکتر بیاد برای ترخیصمون اینجا بعد از مرخص شدن هست که خاله مریم بردت حموم و حالا لالا کردی 5 روز بعد از زایمان ملودی بغل بابا اسماعیل _ در 8 روزگی ملودی و بابا عیسی وقتی دنیا اومدی 3 شماره زردی داشتی واسه همین 4 روز دستگاه خریدیم گذاشتیمت داخلش الانم آماده رفتن زیر دستگاهی حموم در 10 روزگی ملودی و دایی حامد ...
نویسنده :
مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀
10:28
عید 90 ملودی توی دل مامان
مامان و مامان ناهید توی بندرگاه مامان و بابا سعید توی بندرگاه اینم مامان ...
نویسنده :
مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀
9:54
اینم چند تا ژست از جیگر مامانش
دل مامان تنگ شده
جیگر مامان امروز صبح چون میخواستم برم بیمه برای گرفتن حقوق مرخصی زایمانم مجبور شدم بزارمت پیش مامان ناهید . الان دلم یه ذره شده . حالا فردا واسه ات مینویسم که دختر خوبی بودی یا نه . نمیدونم چرا عقربه های ساعت این همه کند میچرخن و ساعت 2 نمیشه . خیلی دل مامان تنگه خیلی قده تموم ستاره های آسمون زنگ زدم به مامان ناهید که ببینم دخمل خوبی یا نه گفت گوشی و میزارم در گوشش باهاش حرف بزن وقتی باهات حرف زدم مامان ناهید گفت همه اش داشتی دنبال صدام میگشتی دوست دارم مامانی ...
نویسنده :
مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀
13:19
شعر هایی که در حالت های مختلف مامان میخونه
اینو وقتی میخونم که میبرمت حموم و با دست جاهای بدنت و لمس میکنم میگن هم در حس لامسه و هم در یادگیری موثر هست چشم چشم دو ابرو دماغ و دهن یه گردو گوش گوش دو تا گوش موهاش نشه فراموش دست دست دو تا پا انگشتها ، جورابا ببین چقدر قشنگه حیف که بدون رنگه وقتی که تازه دنیا اومده بودی میخوندم جوجه جوجه طلائی نوکت سرخ و حنایی تخم خود را شکستی چجوری بیرون جستی گفتا جایم تنگ بود دیوارش از سنگ بود نه پنجره نه در داشت نه کس زمن خبر داشت دادم به خود یک تکان مثل رستم پهلوان تخم خود را شکستم اینجوری بیرون جستم&...
نویسنده :
مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀
12:30
شعری که واسه ملودی میخونم و اون خوشش میاد
عروسک قشنگ من قرمز پوشیده تو رختخواب مخمل آبیش خوابیده یه روز مامان رفته بازار اون و خریده قشنگ تر از عروسکم هیچکس ندیده عروسک من چشماتو وا کن وقتی که شب شد اون وقت لالا کن بیا بریم توی حیات با من بازی کن توپ بازی و شن بازی و طناب بازی کن البته هر جا کلمه عروسک هست من به جاش میخونم ملودی ...
نویسنده :
مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀
12:10






