ملودیملودی، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 10 روز سن داره

♫فرشته شهر آرزوهای مامان و بابا ♫

ملودي در حال ديدن آهنگ

ادامه مطلب يادتون نره ............ جوراباشو كه توجه كرديد  اولا كارتون ميديد يا سريال . اما الان فقط و فقط دوست داره آهنگ ببينه اونم فقط پي ام سي . چند تا آهنگ هم كه ميبينه كاملاً از خود بي خود ميشه و حركات موزون انجام ميده و بپر بپر . مجنون معين . چه احساس قشنگي اندي. عسل خانوم. و كليه آهنگ هاي عماد طالب زاده. بچم خوش سليقه هم هست .  مربوط به چهار شنبه 13 ارديبهشت  ...
17 ارديبهشت 1391

نقاشي

خب مامان بزار اول ببينم چه مزه اي هست !  دفتره كه بد مزه بود . فهميدم خوردني نيست. اين باريكا چيه ؟ آها فهميدم ميشه باهاشون نقاشي كرد. كيتي رو من كشيدم ، خط خطي هارو مامان كرده. هميشه كاراي منو خراب ميكنه اين مامانم  مربوط به پنج شنبه 14 ارديبهشت  ...
17 ارديبهشت 1391

خرچنگ كوچولو ي خونه ما

عزيز مامان كار جديدي كه ياد گرفتي خيلي خوشمزه اس. عاشق كنترل ، موبايل ، تلفن و هر چيزي هستي كه ميگن دست نزن بهش. اون شب من نشسته بودم روي مبل سه تايي و شما هم كنار من همون جا دستت به مبل بود و واستاده بودي. من بلند شدم و رفتم آشپزخونه تا سر به غذا بزنم. فكر بكن من گوشه مبل نشسته بودم در حالي كه كنترل گوشه ديگه مبل بود. وقتي داشتم از آشپزخونه ميومدم ، ديدم كه مثل خرچنگ ، كج كج پا ورميداري و خودت و رسوندي به كنترل و دستت همچنان به مبل بود و داشتي از مبل كمك ميگرفتي كه در حين قدم برداشتن نيوفتي . كلي خنديدم و ذوق كردم. خيلي صحنه با نمكي بود.                         &nbs...
12 ارديبهشت 1391

اولين گاز هاي موش كوچولو

ديروز يعني 91/2/11 سعي ميكردي دندوناي كوچولوت و روي هر جاي بدن مامان يا هر چيز ديگه اي امتحان كني. و ديشب براي اولين بار بود كه وقت غذا خوردن صداي تيك تيك دندونات روي قاشق به راحتي به گوش ميرسيد و من كلي قربون صدقه ات ميرفتم.      ...
12 ارديبهشت 1391

خوش ركاب

چند وقت بود دوست داشتم ماشين بخرم . چون بابايي هم كارش طوري هست كه اكثر اوقات گرفتاره و ماشينشم نياز داره ، گفتم ماشين بگيرم. اما همه اش دست دست كردم. تا شما كه اومدي ديدم واقعاً با وجود شما بدون ماشين خيلي سخته واسم. خلاصه خدا قسمت كرد و در عرض كمتر از يك هفته ماشين MVM110 ثبت نام كردم و جالبش اين بود كه امروز بهم تحويلش دادن ( چه شبيهشم هست هههههههه). خلاصه وجود شما بالاخره منو مجبور كرد يه تكوني به خودم بدم و پس اندازام رو تبديل به يه ماشين كنم. مبارك باشه گلم .  ...
9 ارديبهشت 1391

♥♥آش دندوني نفسمممممممممم ♥♥

ديروز يعني تاريخ 91/2/8 واست آش دندوني پختم. خدا رو شكر مزه اش هم خوب از آب در اومد وقتي داشتم درستش ميكردم همه اش با خودم گفتم آخه آشي كه سبزي نداره ، رشته نداره و اين چيزا ،خوشمزه نميشه . اما همون قلم گوساله اي كه توش بود،كار خودش و كرد و حسابي خوش طعم شده بود . ( چقدر از خودم تعريف كردم  ) كلاً 16 تا ظرف شد . سايز ظرف ها رو هم توي عكس برات ميزارم. دوست دارم خوشگل من  ظرف ها يك كيلويي بود كه من نصفش و پر كردم  ♥سلام سلام صد تا سلام ♥ ♥من اومدم با دندونام♥ ♥ميخوام نشونتون بدم ♥ ♥صاحب مرواريد شدم♥ ♥يواش يواش و بي صدا♥ ...
9 ارديبهشت 1391

اندر احوالات ملودي خانومه ما

عزيزه دلم الان دقيقاً سه روز و سه شبه كه بد غذا ميخوري ، بد ميخوابي ، توي خواب همه اش ناله ميكني يا از خواب ميپري ، گوشات رو محكم فشار ميدي و موهات و ميكشي و خودت از كشيده شدنشون دردت مياد و پشتش گريه ميكني. جز بغل من و خاله مريم بغل كسي نميري حتي بابائي. دوباره ياد اولايي مي افتم كه دنيا اومده بودي. همه اش بي تابي و بدخوابي. فشار كاري هم اين روزا خيلي زياده. فقط خداروشكر ميكنم كه ديگه مجبور نيستم بيارمت با خودم سر كار. وگرنه حتماً ديوونه ميشدم. خلاصه اميدوارم اين روزا هم زور سپري بشه و راحت بشي. درد دندون كم بود ، درد واكسن هم اضافه شد. خيلي غصه دارم. و همه اش نگرانتم. دلم نميخواست توي وبلاگت واست خاطرات تلخ بنويسم. اما ميگم ،تا وقتي بزرگ ش...
7 ارديبهشت 1391

خودتون حدس بزنين

♥چند وقتي بود كه لثه هام ميخاريد♥ ♥اشكاي من مثل باروون مي باريد♥ ♥حوصله همه سر اومد ديگه♥ ♥مامان ميگفت كه در نمياد ديگه♥ ♥يهو يه شب با گريه كه خوابيدم♥ ♥صبح پا شدم يه چيز خوبي ديدم♥ ♥مرواريد سفيد و زيبايي بود♥ ♥ميخنديدم توي دهنم پيدا بود♥   ديروز انگشتم و بردي توي دهنت و گاز گرفتي . احساس كردم دو تا چيز مثل خار رفت توي انگشتم. دوباره تكرار كردي . دوباره و دوباره. آره دندون بود. خدا جونم ممنونتم . دخمل ما هم بالاخره رفت جز كباب خورا ( البته خيلي وقته كباب ميخوره  ) . به مح...
4 ارديبهشت 1391