بعد از ظهر يكشنبه پارك نزديك فلكه گاز
ملودي و خاله محبوبه دوست مامان فداي اون لبات بشم من ملودي و مامان اين مرغ عشقه مال اين بچه هايي بود كه فال ميگرفتن . چون ميخواستي كله بيچاره رو بكني مجبور شدم بزارمش بالاي سرت شهر بازي آخر پارك البته هيچي سوار نشدي هر كدوم ميزاشتمت جيغ ميزدي و گريه ميكردي ...
نویسنده :
مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀
8:36










