سوپرایز خاله ناهید برای رفع کدورت 24 اردیبهشت

 

 

می خواهم برگردم به روزهای کودکی 

آن زمان ها که

پدر تنها قهرمان بود

عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد 

بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ... 

بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند

تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند

تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود 

و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...




[ موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 2 دی 1394 | 18:09 | نویسنده : مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀ |

عشم خاله ناهید برای تولدمون نتونست بیاد و من واقعا ازش خیلی ناراحت شده بودم و دلخور بودم اما دیشب سوپرایزمون کرد ساعت 3 ظهر زنگ زد که دارم میام امروز خونتون . یعنی هیچ طوری از دلم در نمی اومد جز اومدنش . واقعا خوشحالم کرد و کدورت هم از بین رفت . منم تند تند یه چیزایی اماده کردم

موهیتو . البته به جای خود نعناع من همیشه عرقش و میریزم چون خود نعناع تلخش میکنه

پفیلا و گوجه سبز

سالاد تن ماهی

چایی بهار نارنج و به

خاله هم زحمت کشیده بودن و این هدیه هارو برامون اوردن . مرسی دوستم واقعا خوشحالم کردی با اومدنت




[ موضوع : ]
تاريخ : دوشنبه 25 ارديبهشت 1396 | 22:00 | نویسنده : مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀ |