تولد 6 سالگیت مبارک یدونه من

 

 

می خواهم برگردم به روزهای کودکی 

آن زمان ها که

پدر تنها قهرمان بود

عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد 

بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ... 

بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند

تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند

تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود 

و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...




[ موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 2 دی 1394 | 18:09 | نویسنده : مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀ |

عشقم چقدر زود گذشت الان اصلا باورم نمیشه واقعا که 6 ساله شدی . مرسی که هستس و ممنون که باعث شدی حس زیبای مادر بودن و تجربه کنم نفسم . امسال دوتا تولد داریم . یکی امروز توی مدرسه بود که به خوبی و خوشی برگزار شد یکی هم اول اردیبهشت که همزمان برای خودم و شما تولد گرفتیم و انشا الله اونم به خوبی برگزار بشه . امروز خیلی بهت خوش گذشت اولی که وارد مدرسه شدیم همه دوستات بادکنک بدست اومدن جلوت و تولدت مبارک خوندن برات من کلی لذت بردم حیف که دستم پر وسایل بود وگرنه فیلم میگرفتم . خلاصه که خیلی خوب بود

پک برای همکلاسی ها و معلمتون و مدیر و معاون

کیک تولدت

 

 

 

 

 

 

 

الهی مامان به فدات دوستات هم زحمت کشیده بودن و هدیه اورده بودن برات

 

 

 

 

 

این لیوانم هدیه خانم معلمتون بود که من عاشقش شدم

اینم تبریک بابا سعید دیشب به همراه صد هزار تومن




[ موضوع : ]
تاريخ : سه شنبه 29 فروردين 1396 | 22:02 | نویسنده : مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀ |