♫فرشته شهر آرزوهای مامان و بابا ♫

 

 

می خواهم برگردم به روزهای کودکی 

آن زمان ها که

پدر تنها قهرمان بود

عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد 

بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ... 

بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند

تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند

تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود 

و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...




[ موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 2 دی 1394 | 18:09 | نویسنده : مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀ |

عزیزم اینروزا حسابی اشفته بودم چون مادر بزرگم یا همون مامان پوری ماشین بهشون زده بود . بنده خدا لگنشون و استخوانه رانشون شکسته بود . با هزار مصیبت بعد از سه روز عمل شدن و الان یکم بهتره حالشون اما خب مردیم و زنده شدیم و خدا واقعا رحم کرد هم به خودش هم به ماها . ایشا الله خدا سایه هخیچ بزرگتری رو از روی سر عزیزانش کم  نکنه




[ موضوع : ]
تاريخ : پنجشنبه 10 تير 1395 | 22:55 | نویسنده : مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀ |

عشقم امروز تولد باباشی بود و 35 سالش تموم شد . مهمونی نداشتیم اما خب براش یدونه کیک درست کردم که عکساش و میزارم

 

لایه اول مواد کیک کاکائویی . شکلات رنده سفید . شکلات کاکائویی رنده و موز

لایه دوم مواد کبک . شکلات رنده سفید و کاکائویی و البالو

لایه سوم مواد کیک . شکلات سفید و کاکائویی رنده و انبه .

ردیف اخر هم مواد کیک .

اینم ملودی جون




[ موضوع : ]
تاريخ : پنجشنبه 10 تير 1395 | 22:45 | نویسنده : مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀ |

 

عشقم ورودت به

62

ماهگی مبارک




[ موضوع : ]
تاريخ : شنبه 29 خرداد 1395 | 17:27 | نویسنده : مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀ |

سلام نفسه مامان اینروزا هوا حسابی گرمه و واقعا اتیش میباره . مدرسه که تعطیله و کلاس ژیمناستیک رو هم که همچنان میری . صبحا هم برات همون رنگ امیزی از روی الگو رو داریم ادامه میدیم .امروز صبح کارایبانکی داشتم و بعدش رفتم و چند تا کتاب جدد برات گرفتم

از اونجایی که حرفه ای شدی زیباگفتم بهتره برات یه سری مداد رنگی خوب بگیرم که بهتر بتونی کار کنی مداد رنگی چرب مخصوص طراحی 24 رنگ برات گرفتم

   

و امروز هم اولین نقاشی رو با مداد های جدید کار کردی که واقعا دیدم خیلی دستت نرم تر حرکت میکنه و خوشحال شدم از خریدنشون

خیلی وقته که حس میکنم به انگلیسی علاقه داری چونهمه شعرای بیبی انیشتین و جم جونیور و باهاشون میخونی . دیگه خداروشکر حرف زدنت هم خوبه شده . این طوری بود که گفتم یه کتاب اموزش حروف برات بگیرم و کم کم باهات کار کنم

خلاصه که ما همچنان در پی علم و دانشیم و هر روز بیشتر از دیروز بهت افتخار میکنم

 




[ موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 23 خرداد 1395 | 12:45 | نویسنده : مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀ |

عشقم حالا که هم نقاشی رنگ کردن و خوب یاد گرفتی هم اینکه قدرت چشم و دستت هماهنگ شده و هم تمام رنگ ها رو میشناسی بخوبی دیدم بهتره یاد بگیری از روی الگو رنگ امیزی کنی . الان حدود یک هفته اس داریم کار میکنیم . اولین کارت رو هم میزارم جهت نمونه . واقعا بهت افتخار میکنم که هخر چیزی و یبار میگم بهت بار بعد خودت عالی از پسش بر میای

کلاس ژیمناستیکت هم امروز جلسه یازدهمه و چهارشنبه یک ماه میشه و کلی پسرفت داشتی ملغ میزنی با پای باز هم ملغ میزنی . 180 پات و باز میکنی .شمع میزنی . پل میزنی . درخت و فرشته . خلاصه همه حرکات و یاد گرفتی نفسم . یه چیز دیگه که خیلی دوست دارم داخل رفتارت اینه که برای هر کاری ازم اجازه میگیری حتی اب خوردن . مامان فدای مودب بودنت بشه و خانوم بودنت .

اینروزا با 4 تا از دوستای دوران دبیرستانم که همشون بچه دار شدن و تقریبا توی یک سن هستین دورهمی های دوستانه میزاریم و شما هم حسابی خوشت اومده و یریز اسم همرو میبری و دل تنگ میشه . فدای مهربونی هات بشم خودم تنهایی .

خلاصه اینروزا همه چیز بر طبق رواله . و اینکه خیلی از دوستای وبلاگیمون نینی دومشون دنیا اومده و حسابی سر گرم نینی بازی هستن .

مامان رهام جون که براش یه خواهر اورده به اسم روشا

مامان یاسمین زهرا جون که براش یه خواهر اورده به اسم نازنین زهرا

مهسا مامان مرسانا هم میدونم اخرای حاملگی بود و پسره نینیشون

 




[ موضوع : ]
تاريخ : دوشنبه 10 خرداد 1395 | 13:27 | نویسنده : مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀ |

عشقم ورودت به

ماهگی مبارک
 




[ موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 29 ارديبهشت 1395 | 22:29 | نویسنده : مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀ |

عشقم دیروز روز اخر بود بالاخره و یک سال و به خوبی و خوشی پشت سر گذاشتی و واقعا سال پر باری بود برات و پر از پیشرفت های چشمگیر و نشون دادی که هوش و استعداد بالایی داری و خدا رو شاکرم که هر چیز و فقط یکبار باید بهت یاد بدم و بار بعد تمام و کمال خودت انجام میدی بدون کمک من . میریم سراغ عکسا

کارت دعوت جشن

قبل از ورود به سالن

 

دوره اون خندت بگردم الهی

ملودی با تاجش

میریم سراغ یه سری عکسا از کلیت مراسم

 

 

 

 

 

 

 

لوح پایان نامه و هدیه

اینم هدیه که یدونه قوطی باب اسفنجیه

حالا میریم سراغ یه گذر ایام جالب مربوط به زمان حال و 24 سال قبل

زمان حال تقدیرنامه ملودی جون

24 سال قبل لوح تقدیر مامان نسیم توی مقطع پیش دبستانی

عکس فارغ التحصیلی ملودی جون زمان حال

مامان نسیم . اون زمان ما کارنامه داشتیم و نمره میدادن بهمون اون زمان توی مقطع پیش دبستانی نمره 4 یعنی عالی

اینم کارنامه مامان نسیم که همه اش 4 هست خجالت

 

 




[ موضوع : ]
تاريخ : پنجشنبه 23 ارديبهشت 1395 | 12:07 | نویسنده : مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀ |

سلام عشقم امروز دیگه اخرین روز مدرسه بود البته از طرف مدرسه یه روز جشن دارید که تاریخ دقیقش معلوم نیست اما احتمالا یا هفته اینده اس یا هفته بعدیش . این مدت دیدم خیلی با فاطمه ( دختر عمه انیس ) حرکات ژیمناستیک انجام میدی و بنظر علاقه مند اومدی . تصمیم گرفتم ببرمت . امروز جلسه اولش بود . روزای زوج ساعت 6 تا 7 عصر کلاست هست . برای جلسه اول بد نبود اما خب شیطنت هم کم نکردی و محیط برات خیلی جالب بود . ایشا الله روزای بعد بهتر میشی . توی سالن نشد ازت عکس بگیرم اما خب پریروز که برات لباس خریدم یدونه عکس گرفتم ازت که میزارم واست . این اولین تجربه کلاسه ورزشیه . اینم یه اولینه دیگه توی تاریخ زندگیت نفسم .

 

 

 

 

مامان فدای ورزشکار کوچولوش بشه

اینم گذاشتم که بعدا که بزرگ شدی نگاه اختلاف قیمتا بکنی و ببینی زمانی که بچه بودی نرخ ها چطور بوده هزینه یک ماه 50 تومان و کارت بیمه هم 15 تومن . اینم اولین هزینه ورزشی




[ موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 15 ارديبهشت 1395 | 20:23 | نویسنده : مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀ |

نفسم تولدت رو با تاخیر دیشب یعنی سوم اردیبهشت برگزار کردیم دقیقا تولد 5 سالگیت رو با 5 روز تاخیر چشمک. خداروشکر که همه چیز همون طور که میخواستم بود و همه هم ظاهرا بهشون خوش گذشت . خان.واده درجه یک بابا عیسی رو دعوت کردیم و یه جشن کوچیک و خودمونی برگزار کردیم

کارت دعوت مامان ساز

متنش

تبریک تولد وبلاگت

عکست توی متولدین امروز نینی وبلاگ

سوت سوتک برای بچه

بادکنک برای بچه ها

گیفت میمونک برای بچه ها

سالاد میوه برای پذیرایی اولیه

شامل ( توت فرنگی . توت سیاه . سیب زرد . سیب قرمز . سیب سبز . کیوی . موز . انار . به اضافه اب پرتقال پالپ دار )

شام . سالاد الویه و ...

کیک مرغ و...

سالاد ماهی تن و...

بادمجون شکم پر و ....

لازانیا و...

سمبوسه گوشت + سمبوسه میگو

 

اینم عشق مامانش  قبل اومدن مهمونا

اینم کیک خوشگلش

 

 

ایشا الله هزار ساله بشی عشقه من محبت

کادو هم

بابا سعید و ناهید جون  ( البته نبودن اما قلب و سایشون همیشه با ماست )50 تومان

بابا بزرگ و مامان مریم 50 تومن

عمه  انیس 50 تومن

عمو امید و زن عمو سهیلا 50 تومن

عمه روشنک یه دونه بلوز

مامان پوری ( نبودن اما توی عید کادوشونو دادن ) 50 تومن

دست گل همگی درد نکنه ایشا الله جبران کنیم توی شادی هاتون .

مامان نسیم و بابا عیسی هم لطف کردن هیچی ندادن خندونکدست گلشون درد نکنه خجالت

 




[ موضوع : ]
تاريخ : شنبه 4 ارديبهشت 1395 | 12:20 | نویسنده : مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀ |

عشقم 30 فروردین تولد پسره پسر عموی بابایی بود و ما هم دعوت بودیم خیلی خوب بود و واقعا بهتون خوش گذشت . عکس نگرفتم اما توی عکسایی که مامان محمد جون برام فرستاد یدونه عکس ازت بود که به یادکگار میزارم برات . محمد جون 2 سالش تموم شد .

31 فروردین هم از طرف مدرسه بعد از ظهر بردنتون رصد خونه و والدین هم میتونستن بیان . خیلی خوب بود هر چند که شما حتی نگاه هم نکردی ماه و ستاره هارو اما خب به ما مامان ها خیلی خوش گذشت . دقیق یاد دوران خودم افتادم که کمودکستان میرفتم و اون موقع ناهید جون با مامان های دوستای من دوست شده بود و چقدر خوش میگذروندن و چقدر دوره همی برگزار میکردن واقعا ایروزا همه اش خاطرات دوران خودم داره زنده میشه برام .

 

 




[ موضوع : ]
تاريخ : شنبه 4 ارديبهشت 1395 | 11:49 | نویسنده : مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀ |

عشقم به امید خدا فردا 5 سالت تموم میشه و 60 ماهه شدی . نکته جالبش اینه بابا سعید هم 15 فروردین 60 ساله شدن . تولدت رو با تاخیر جمعه یعنی 3 اردیبهشت میگیریم که همه بتونن شرکت کنن حتما عکساش و میزارم .

روزی که به دنیا آمدی،من متولد شدم...

 

و از آن روز هم دخترم شدی و هم همه چیزم...

 

دختر آسمانی من، جهانم با تو شکرانه هایش بیشتر است و تو عاشقانه ترین باور خواب و بیدار منی...

 

گوشه دلم روز به روز را با نگاه رو به تکامل تو آغاز می کنم...

 

سپاس خدایی که گیلاس باغ بهشت را به من عطا کرد...

 

سایه خدای عشق بر قلبت مدام دخترم...

روزی که

پلک جهان می پرید

 

دلم گواهی می داد

 

اتفاقی می افتد

 

اتفاقی می افتد...

 

و لحظاتی بعد 

 

فرشته ای از آسمان فرود آمد در دامان من

 

دنیا صدای گریه کودکی را شنید که امروز تنها بهانه برای خندیدن من است...

 

امروز روزی است که تو به دنیا آمدی...

 

همان روز زیبایی که خداوند مهربانم با تمام عظمتش به زمین لبخند زد و بهار را به یمن حضورت به ما بخشید...

 

بهار زیبای من،دخترکم می خواهم امروزم را فقط به تو فکر کنم.

به زمانی که چشم گشودی و آغوش زمان ضربان قلبم را با تو یکی نمود و دنیایم با تو آغاز شد و به یمن حضور تو من مادر نام گرفتم...

دخترم ،دنیای من

امروز برای من فقط یک روز تولد معمولی نیست بلکه روز تولد تمام شادی های عالم است...

امروز سالروز شاد شدن من به خاطر وجود دوباره توست...

 

امروز روزی است که عاشقانه خدا را شکر می گویم برای داشتن تو...

 

 این را بدان همیشه و همیشه قشنگترین صدای زندگی من تپش قلب توست و باشکوه ترین روز زندگیم روز تولد توست

 

پس همیشه برایم بمان و بدان که عاشقانه دوستت دارم




[ موضوع : ]
تاريخ : شنبه 28 فروردين 1395 | 23:06 | نویسنده : مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀ |

عشقم این چند روز رو حسابی درگیر بودیم . فردای سال تحویل به همراه ناهید جون و بابا سعید رفتیم همدان و تا 9 فروردین اونجا بودیم . و به خاطر اینکه همه فامیل امسال همدان بودن کلا مشغول دید و بازدید و خوش گذرونی بودیم . هر چند که هوا واقعا وحشتناک بود و زیر صفر بود اما انقدر خوش گذشت که می تونم بگم جز بهترین روزای زندگیم بود بعد از اومدن شما توی زندگیمون . چون اینبار اصلا اذیت نکردی و خب طبیعیه دیگه خانومی شدی واسه خودت . چند تا تولد داشتیم تولد ناهید جون وتولد زن پسردایی من . حسابی همه اش بگو  و بخند امیدوارم امسال سال خوبی باشه تا امروزش که خیلی خوبه . 12 فروردینم برگشتیم بوشهر و شما مدرسه رو میری واسه خودت منم به کارای اداریم میرسم . خلاصه همه چی ارومه . امروز هم تولد بابا سعید بود و ماشا الله 60 ساله شدن . جالبش اینه اخر این ماه شما هم 60 ماهه میشی . به فال نیک میگیرم این قضیه رو . خدارو شاکرم که یک سال دیگه رو تونستیم کنار عزیزامون بگذرونیم ایشا الله سالهای بعدم اینطوری باشه . شمام که حسابی بلبل زبونی میکنی و 5 تا شعر هم کامل یاد گرفتی . حالا میریم سراغ عیدی ها . همه کلی زحمت کشیدن و جمعا 340 تومن عیدی گرفتی به همراه یک بلوز و دوتا عروسک . دست همگی درد نکنه . ما هم که به همگی تقویم و گیفت میمون دادیم و به دوتا فسقلی فامیل هم ظرف های غذا دادیم ایشا الله به شادی استفاده کنن  و غذاهای خوشمزه توش بخورن .

 




[ موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 15 فروردين 1395 | 23:32 | نویسنده : مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀ |

عشقم این اولین پست سال 1395 هستش . خیلی خوشحالم که تونستیم یک سال دیگه رو هم در کنار و زیر سایه عزیزامون باشیم و از وجودشون لذت ببریم امیدوارم صد یال دیگه هم همین طور باشه . یریم سراغ هفت سین با تم میمون که اکثر چیزاش دستن سازه خندونک

 

ناهار سال تحویل 

و اینم عشق مامان این ششمین نوروزه که تو هم هستی یکسال توی شکم و 5 سال پای سفره

مسال من و شما به همراه بابا سعید و ناهید جون بودیم سال تحویل رو . اینم باباشی سرکار 

و اما گذر ایام 

نوروز 90

نوروز 91

 

نوروز 92

نوروز 93

 

نوروز 94

 

 




[ موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 1 فروردين 1395 | 22:31 | نویسنده : مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀ |

عشقم 216 اسفند تولد مامان نسیم بود و کنار بابا سعید و ناهید جون واقعا خوش گذشت . کیک و گل به همراه وجه نقد هدیه بود از طرف مامان و بابا . ممنون مهربونا ی من 

البته ملودی دوتاش و خاموش کرده . چند سالمه خندونک؟

اینم عشق من تولد مامان جونش

فردای تولد دایی حمید ( دایی کوچیکه مامان نسیم ) اومدن خونه ناهید جون اینا دیدنمون و به منایسبت تولد من یه دسته گل خیلی خوشگل اوردن . ممنون دایی مهربونم 

و اما امروز ماهگرد شماس و فقط و فقط یک ماه مونده تا تولد قشنگت عزیزه دلم 

خوشگلم ورودت به 

ماهگی مبارک 

ین اخرین پست سال 94 هستش . امیدوارم سال اینده برای همه سال خوبی باشه و خداروشاکرم که یک سیال دیگه رو تونستم کنار و زیر سایبه عزیزانم سپری کنم . فردا میام با پست هفت سین و عکس های سال تحویل 

حافظ گشوده ام و چه زیباست فال تو

 

حتما قشنگ می شود امسال حال تو

 

با آن زبان فاخر و ایرانی اصیل

 

 فرخنده باد روز و شب و ماه سال نو

 

پیشاپیش سال نو مبارک

 




[ موضوع : ]
تاريخ : شنبه 29 اسفند 1394 | 23:42 | نویسنده : مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀ |

عشقم روز 20 اسفند از طرف مدرسه براتون جشن پایان سال گرفته بودن . زیاد توضیح دادنی نیست . فقط میتونم بگم خیلی خوش گذشت و شما هم بی نهایت خانوم بودی ماشا الله و حسابی همکاری کردی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کارت دعوت جشن

 

پیک نوروزی

 

اینروزا کل حروف الفبا رو یاد گرفتی . خوندن اعداد از روی نوشته ها تا 10 . تمام رنگ ها ( صورتی . بنفش . نارنجی . زرد . سبز . ابی . قرمز . قهوه ای . سیاه . سفید ) . سه تا شعر هم یادت دادم ( یه توپ دارم قلقلیه . اقا پلیسه . یه روز بچه خرگوشه )

به اضافه پیک نوروزی کتاب گاج علوم و ریاضی پیش دبستانی هم برات گرفته بودم که امروز شروع کردیم و خیلی عالی بود و تمام مفهوم ها رو درک میکردی و انجام میدادی . ایشا الله فردا شب هم میریم تهران . این اخرین پستی هست که قبل سال 94 برات از بوشهر میزارم .




[ موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 23 اسفند 1394 | 11:11 | نویسنده : مامی نسیم❀◕ ‿ ◕❀ |
صفحه قبل 1 ... 4 5 6 7 8 9 10 ... 77 صفحه بعد