♫فرشته شهر آرزوهای مامان و بابا ♫

بزرگ بشی چکاره میشی

چند مدت پیش برات یدونه کتاب خریده بودم با موضوع  بزرگ بشی چکاره میشی و شما امروز اومدی و گفتی مامان بزرگ بشم چکاره میشم گفتم من نمیدونم خودت چی دوست داری دست وزدی زیر چونه و فکر کردی . منم برات اسم مشاغل مختلف و گفتم گفتی اهاااا پرستار میشم . از دکتر و درمونگاه واقعی خیلی میترسی اما یکی از بازی های مورد علاقه ات اینه با وسایل اسباب بازی پزشکی که برات خریدم همه رو درمان کنی . اینجوری شد که این نقاشی و کشیدی . مامان جونم امیدوارم هر کاری که دلت بخواد رو انجام بدی اما برای من مهمه اول از همه انسان باشی اینو هیچوقت فراموش نکن چون انسان بودن و انسان موندن کار خیلی سختیه  ...
12 شهريور 1397

خریدهای مدرسه سال تحصیلی 97_98 کلاس دوم ابتدایی

نفسممممم کی اینهمه بزرگ شدی امسال سال سومی هست که ما رسما شاگرد مدرسه ای داریم توی خونمون البته به جز مهد . وگرنه شما ماشا الله همیشه فعال بودی قشنگم . امسال هم کم کم خریدهاتو انجام دادیم البته مونده کتاب ها که روز اول مهر بهتون میدن و لوازم تحریر که اونم امسال روز اول مهر معلمتون همون تعداد میدن و خریداری میکنیم چون دیگه مثل سال های قبل نینی نیستین و چیزای زیادی نمیخواد براتون تهیه کنیم بزرگگگگگ شدی ماشا الله چشم نخوری ایشا الله . عکس های کتاب و لوازم دیگرم بعدا توی همین پست برات میزارم که همه یکجا باشن  کفش  جوراب فعلا جهت شروع چون کف مدرستون چمن مصنوعیه تا اخر سال زیاد جوراب پاره میکنی  ...
12 شهريور 1397

نمایش پری و شیپیش 3 شهریور 1397

نفسم باز نمایش بود و باز هم کار کودک و باز هم هنر دوستای عزیزم . عالییی بود . به همراه خاله فاطمه و خاله حدیث و فسقلی هاشون رفتیم . حسابی به شما فسقلی ها خوش گذشت مخصوصا شما که الهی فدات بشم با تموم اهنگ هاشون رقصیدی با اوای موسیقیشون میخوندی . گوش های خیلی قوی ای داری تا یه چیز و بشنوی سریع میتونی همراهی کنی ادامشو . و اخر کار انقدر حرفه ای ادای سوت زدن در میاوردی که انگار واقعا سوت میزدی و همه کلی خندشون گرفته بود از اینهمه ذوق شما .                           ...
4 شهريور 1397
1