♫فرشته شهر آرزوهای مامان و بابا ♫

اثاث کشی

عزیزه دلم روز نهم فروردین ناهید جون و بابا سعید هم برگشتن تهران . شب سال تحویل خونه رو صاحب خونه فروخت و مجبور شدیم از همون ساعت اول سال جدید دنبال خونه باشیم بگذریم که همه جا تعطیل و هیچی خلاصه کلی همه چیزمون قاطی پاتی شد و تا الان که ما چیزی از تعطیلات و مهمون هامون نفهمیدیم. علت نبود و ننوشتن اینروزا هم همینه . حسابی درگیر جمع کردن خونه هستم که به محض پیدا کردن خونه انشا الله زود منتقل بشیم که به امتحان های شما برخورد نکنه . هرچند که واقعا من اصلا برعکس گفته همه که میگفتن داشتن بچه کلاس اولی خیلی سخته اصلا متوجه نشدم که داره سال تحصیلی تموم میشه اما میخوام یه وقت جابجایی داخل روحیه و فکرت تاثیر نزاره تا بتونی راحت به مدرست برسی نفسم . عک...
17 فروردين 1397

سال تحویل 1397

عشقم یک سال دیگرم خداروشکر تونستیم کنار و زیر سایه بزرگترا سال رو تحویل کنیم . این بزرگترین ثروت و نعمته خدا حفظشون کنه       اسم ماهی مون جعفر جونه         طبیعتا من و ناهید جون و مامان پوری عکسامون اینجا نیست اما حضور داشتیم بعدا نوشت 1 فروردین 97 عزیزم چون امسال سال تحویل شب بود سبزی پلو ماهی رو فردای سال نو درست کردیم     ...
1 فروردين 1397
1