♫فرشته شهر آرزوهای مامان و بابا ♫

پایان 59 ماهگی ♥♥♥ ورود به 60 ماهگی ( تولد 5 سالگی )

عشقم به امید خدا فردا 5 سالت تموم میشه و 60 ماهه شدی . نکته جالبش اینه بابا سعید هم 15 فروردین 60 ساله شدن . تولدت رو با تاخیر جمعه یعنی 3 اردیبهشت میگیریم که همه بتونن شرکت کنن حتما عکساش و میزارم . روزی که به دنیا آمدی،من متولد شدم ...   و از آن روز هم دخترم شدی و هم همه چیزم ...   دختر آسمانی من، جهانم با تو شکرانه هایش بیشتر است و تو عاشقانه ترین باور خواب و بیدار منی ...   گوشه دلم روز به روز را با نگاه رو به تکامل تو آغاز می کنم ...   سپاس خدایی که گیلاس باغ بهشت را به من عطا کرد ...   سایه خدای عشق بر قلبت مد...
28 فروردين 1395

15 روز اول سال جدید 1395

عشقم این چند روز رو حسابی درگیر بودیم . فردای سال تحویل به همراه ناهید جون و بابا سعید رفتیم همدان و تا 9 فروردین اونجا بودیم . و به خاطر اینکه همه فامیل امسال همدان بودن کلا مشغول دید و بازدید و خوش گذرونی بودیم . هر چند که هوا واقعا وحشتناک بود و زیر صفر بود اما انقدر خوش گذشت که می تونم بگم جز بهترین روزای زندگیم بود بعد از اومدن شما توی زندگیمون . چون اینبار اصلا اذیت نکردی و خب طبیعیه دیگه خانومی شدی واسه خودت . چند تا تولد داشتیم تولد ناهید جون وتولد زن پسردایی من . حسابی همه اش بگو  و بخند امیدوارم امسال سال خوبی باشه تا امروزش که خیلی خوبه . 12 فروردینم برگشتیم بوشهر و شما مدرسه رو میری واسه خودت منم به کارای اداریم میرسم . خلا...
15 فروردين 1395

نوروز 1395 تهران

عشقم این اولین پست سال 1395 هستش . خیلی خوشحالم که تونستیم یک سال دیگه رو هم در کنار و زیر سایه عزیزامون باشیم و از وجودشون لذت ببریم امیدوارم صد یال دیگه هم همین طور باشه . یریم سراغ هفت سین با تم میمون که اکثر چیزاش دستن سازه    ناهار سال تحویل  و اینم عشق مامان این ششمین نوروزه که تو هم هستی یکسال توی شکم و 5 سال پای سفره مسال من و شما به همراه بابا سعید و ناهید جون بودیم سال تحویل رو . اینم باباشی سرکار  و اما گذر ایام  نوروز 90 نوروز 91   ...
1 فروردين 1395
1