♫فرشته شهر آرزوهای مامان و بابا ♫

پایان 45 ماهگی ............... ورود به 46 ماهگی

عشقم ورودت به     ماهگی مبارک باشههههههههههه   ملودی عشق مامان توی بیمارستان 90/01/29       جالبش اینه که دقیقا ماهگرد شما و همون ساعتی که شما هم دنیا اومدی نینی عمه انیس هم دنیا اومد همین الان . 3 سال و 9 ماه اختلاف سنی داری شما با نینی جدیدمون . تا امروز یعنی تاریخ 29 دی 1393 شما سه تا دختر عمه و دو تا  پسر عمو داری که به ترتیب مینویسمشون فاطمه (دختر عمه انیس 1384) . سروش ( پسر عمو امید 1385) . سیاوش ( پسر عمو امید 1388) . ملودی جونه مامان 1390. النا ( دختر عمه روشنک 1393) . و اخرین نوه که امروز دنیا اومده فریماه کوچولو ( دختر عمه انیس 1...
29 دی 1393

جمعه 26 دی 93

وای که دیروز یکی از بینظیر ترین روزای عمرم بود . خیلی وقت بود اینهمه شیطونی نکرده بودم . دیروز ساعت 3 من و خاله مهسا و عمو علی رفتیم ساحل بندرگاه . شما و باباشی هم خونه موندین که شما خواب ظهرت خراب نشه . اینطوری بود که یک عدد مامان با دست های کاملا باز و فارق از هر نگرانی حسابی خوش گذروند . پ خاله مهسا و عمو علی یدونه عکس سلفی از مامی نسیم . چون دریا هم توی عینک معلومه عاشق این عکس شدم سواحل نیلگون خلیج همیشه فارس . هوا هم که عالی بود . اصلا انگار خدا دیروز همه چیزارو جوری برنامه ریزی کرده بود که خوشیمون صد برابر بشه . همه چی عالییییییییییی خخخخخخخخخخخخخ   خلاصه که جای همه عز...
27 دی 1393

موهای عروسکی شده برامون دردسر

ای امان از دست مردم که نمیدونم چرا همه اش جذب موهات میشن . هر جا میریم تا از ماشین پیاده بشی هر کی میبینتت دلش میخواد دست بزنه و موهات و لمس کنه . دیشب رفته بودیم پیش باباشی و چند تا بچه داشتن میرقصیدن اما تا شما رو دیدن دائم می اومدن دست میزدن به موهات . حالا میگم اونا بچه ان اما ادم بزرگا هم دستشون درد نکنه از صد تا بچه بچه ترن .اون روز توی مهد که اومدم دنبالت مامان یکی از بچه ها میگه موهای خودشه یا پوستژه ؟ بهش گفتم بنظرتون بچه انقدی میزاره براش پوستژ بزارن ! انقده هم که این اتفاق برات افتاده کلافه میشی و ناراحت میشی واقعا . خلاصه که موهات شده مثل ضریح هر کی میاد انگار مراد داره یه دستی میکشه به موهات . کم کم فکر کنم باید یه چیزی بهت و...
24 دی 1393

همه چی آرومه ............

عمره مامان اینروزا همه چی ارومه همه چی خوبه و ما هم خوشحالیم . هوا عالیه . فضا عالیه و خلاصه که خیلی روزای خوبی و داریم سپری میکنیم خدارو شکر و چشم حسود بدور . جمعه 19 دی برای اولین بار رفتیم جایی که باباشی هر شب اونجا اجرای زنده دارن . خیلی خوش گذشت به دوتامونو شما هم حسابی بهت خوش گذشت و خانوم بودی و گذاشتی منم حسابی لذت ببرم   توی اون هوای سرد ما گرم گرم بودیم هم دلمونو هم آلاچیقمون یکشنبه شب هم خاله مهسا ( دختر عموی من ) و عمو علی ( شوهر خاله مهسا ) از مشهد اومدن مدت یک هفته خونه ما . خاله اینجا یه دوره کاری داشت و اینطوری شد که دیدارمون تازه شد . عمو علی وقتی که من شمارو 4 ماه بود حامله بودم توی شکم م...
23 دی 1393

اینروزا بیشتر از قبل حس میکنم بزرگ شدی

عمره مامان اینروزا همه جوره متعجبم میکنی و بیشتر از قبل حس میکنم که چقدر بزرگ شدی . قضیه حرف نزدنت کلا بر طرف شده و اینروزا با کلمات جدید تند تند سوپرایزمون میکنی روزی شاید 10 تا کلمه جدید میگی و ما هم قوربون صدقه میریم فقط . فقط نیتت این بود منو اذیت کنی و غصه بخورم . اما خداروشکر این مشکلم حل شده و کاملا بزرگ شدی . رفتار و حرکاتت خیلی خانومانه تر شده  . خودتم دائم میری و میای میگی خانومم . پنجشنبه یهویی داخل حموم بسرم زد موهات و کوتاه کنم . چون موهای نوزادیت هست خیلی نازک شده بودن و دائم هم سشوار کردن باعث شده بود یکم حالت سوختگ پیدا کنن اینطوری شد که موهات و کوتاه کردم البته نه خیلی اما خب خیلی سبک شد تقریبا نصف شده . چون تیکه تیکه ...
13 دی 1393

اغاز سال 2015 میلادی

عزیزم امروز اغاز سال میلادی 2015 سال نوی مسیحیان عزیز هستش امیدوارم سالی پر از خیر و برکت برای همه مردم و همه ادیان باشه . یه سری عکس هم هنر دست خاله تیام  هست که با این پست هم خونی داره و برات میزارم بابانوئل کیست ؟ بابانوئل» افسانه ای است که به قدیسی در سده های اول میلادی بر می گردد. قدیسی که در زمان زندگیش با کارهای خیرش زبانزد همشهری هایش بود و بعد به افسانه بابانوئل تبدیل شد. بابانوئل امروزی تغییر شکل یافته اسقف متعصبی از جنوب ترکیه است که دماغی شکسته و اعصابی ضعیف و دلی چون دریا داشت. این اسقف «نیکولاس» یا «نیکولا» بود. نیکولاس ۱۷۰۰ سا...
11 دی 1393

دنیای مجازی ..... مهربان تر از دنیای حقیقی

دنیای مجازی .... رفیق که باشی فـــرقی نمی کنــد که زن باشی یا مـــــرد، بزرگ باشی یا کـــوچک، دور بــاشی یــا نــزدیــک، رفــاقـت فــاصلـه هـــارا پـــر می کنــد گــاهی بـاحــرف ، گــاهی بـا سکــوت نسبت هــا بـی مـعنـی می شـونـــد فــرقی نمیکنــد مـادربـاشی، یــا فـرزنــد یا همســر... رفیـق که باشی... فـرقـی نمی کندکدام خـون در رگهایمان جاریست... ازکــدام نسلیــم یاکدام فصـل کدام سقف بالای سرمان ،کدام خاک قلمرومان.... رفیق بودن لفـظ ظـریـفـیــست نه مقدس مثـل عـشــق، نه سـرسـری مثل همســایــه یـک سود، دوســویـــه... نه تنـهـا میـان من وتـــو.... میـان من و من. رفیـق که بـاشی، انتـظارهــا تهـدیــد نیـستـنــد! یـک بازی بدو...
9 دی 1393

شب یلدا 93

  عشقم دیشب شب یلدا بود و اینبارم به لطف خدا کنار ناهید جون و بابا سعید تونستیم باشیم . امیدوارم خدا سالیان سال سایشون و بالای سرمون نگه داره تا بتونیم در کنار خوشی ها و ناخوشی ها تسکین دل هم باشیم . یه سری هم از عکسا میزارم برای یادگاری . و اینم بگم که همه خوراکی ها جز میوه ها دست ساز خودم هستن                 اینم ملودی جونه خودم که هندونه شده بود . تل و گردنبندش هم دست ساز خودمه یه ریز در حال ناخونک زدن بود فسقلک       در اخر هم بفرماییین یه دمنوش خوشم...
1 دی 1393
1