♫فرشته شهر آرزوهای مامان و بابا ♫

پیرن پری پیرن زری

عشقم چند روز پیش برات یه خرید اینترنتی کردم یه بلوز و شلوار بود شلوارش و خوشم نیومد چون خیلی بچه میشدی باهاش اما تیشرتش و نتونستم پس بدم  . خلاصه همه اش میگفتم بلوز یه دست سفید اونم برای دختر بچه هم خیلی ساده است هم اینکه اصلا قشنگی نداره . باز نشستم و به چیزای بی مصرفی که داشتم نگاه کردم و از توشون چند تا چیز و برداشتم و برات پیراهن دوختم .     اینم ملودی جون در حال پرو لباسش           مبارکت باشه عزیزه مامان ...
30 بهمن 1392

25 بهمن

عشقم امروز مصادف بود با ولنتیاین . باباشی هم اجرا داشت . اما من گفتم مطمئنم که ملودی گریه میکنه و نمیام . اما اون باز برامون بلیط آورد و گفت بیا شاید اینبار گریه نکرد . منم راهی شدم اما همه اش میگفتم الان تا شروع کنن باز گریه میکنی و حتی ماشین و جایی پارک کردم که تند بتونیم بریم . اما دخمله من مثل اینکه اینبار قصد داشت منو سورپرایز کنه . از اولش آروم نشست روی صندلیش و کلی هم دست زد و خوشحال بود تازه دوست باباشی که خواننده گروهشونه هم  گفت دختر عیسی هم امروز اومده و به همه معرفیش کرد . نکته جالبش این بود که موهاتم میرقصوندی و همه دوستای باباشی بیچاره ها وقت اجرا نگاه تو میکردن و ذوقت و میخوردن چون دقیقا صندلی ردیف اول هم بودیم دم چشمشون...
26 بهمن 1392

همه جوره نازی چه با حجاب چه بی حجاب

امروز یه بسته بدستم رسید که ناهید جون برات فرستاده بودن توش یه دونه مایو بود و یه دونهههههههههه                                 اینم چادر ملی سوغات از مشهد . کاش برای محرم دستم رسیده بود . مرسی مامان خوبم که همیشه منو ذوق زده میکنی با سوغاتی های خاصی که برای فسقل خانومم میخری . پای تلفن هم که داشتم از مامانم تشکر میکردم و از ذوق جیغ میزدم ملودی از ناهید جون تشکر کرد و گفت دستت درد نکنه .مودبه منه دیگه ...
23 بهمن 1392

اسباب بازی مورد علاقه اینروزا

در سن 2 سال و 9 ماه و بیست و هفت روزگی . عشقم توی اتاقت کلی اسباب بازی داری اما دو تا سبد هست که عروسک های دم دستیت توشونه که فکر کنم یه 50 تایی عروسک هست توشون     اما از توی همه اینا بیشتر با یکیشون بازی میکنی و میتونم بگم همیشه باهاته و اونم از عروسک های دوران کودکی خودمه     عروسک وسطی که البته الان کلی تغییر کرده بنده خدا به لطف ملودی جونم . عروسک بعد از عمل زیبایی که ملودی جون روشون انجام دادن این شکلی شده خخخخخخخخخخخ       روزی بیست بار هم من میدوزم پاش و اما باز ملودی جون با ناخن هاش پاره میکنه و پشم شیشه هارو از پاش میکشه بیرون   ...
23 بهمن 1392

22 بهمن 92 تولد سروش و سیاوش جون

عشقه من دیروز دعوت بودیم تولد دوتا پسر عموهات ( بچه های عمو امید ) . چون تولدشون با هم حدود یک ماه فاصله داره هر دو رو با هم گرفته بودن . سروش جون وارد 8 سالگی شد و سیاوش جون هم وارد 5 سالگی . همه چیز عالی بود و شما هم همه مدله دخمل خوبی بودی و کلی هم بهت خوش گذشت. کادوهایی هم که ما بردیم و عکسش و برات میزارم چون سروش جون کلاس اوله چیزایی براش گرفتیم که برای مدرسه اش بدرد بخوره و چون عاشق شخصیت بن تن هست با این تم براش خرید کردیم . مبارکش باشه و برای سیاوش جون هم یه دونه شلوار لی گرفتیم اونم انشا الله به شادی بپوشه .       که در آخر اینطوری شدن و رفتن پیش صاحب های اصلیشون     ...
23 بهمن 1392

سال 93 سال چه حیوانی است

عزیزه دلم سال اولی که دنیا اومدی سال خرگوش /گربه بود . سال 91 سال نهنگ بود و سال 92 سال مار حالا امسال ساله   اسب لحظه تحویل سال ۱۳۹۳ هجری شمسی : پنجشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۲ , ساعت ۲۰:۲۷:۰۷ مطابق ۱۸ جمادی‌الاولی ۱۴۳۵ هجری قمری و ۲۰ مارس ۲۰۱۴ میلادی       افراد مشهور متولد سال اسب : ابتدا از اسب آتش شروع می کنیم. سیسرون، رامبراند، کورنلی و دیوی کروکت در سال اسب آتش متولد شده اند. شارلمانی، روزولت، خروشچف، هاکسلی و هرزوک – که همگی زحمت کش، نجیب زاده و خود پسند بوده اند – در سال اسب به دنیا آمده اند.در میان متولدان این سال به شگفتی به نام لویی پاستور نیز بر می خوریم....
20 بهمن 1392

نام مستعار

منظورم اون اسم دوم نیستا اما خب خیلی از وقتا مدلای مختلف صدات میکنم گفتم بد نیست اینا رو هم برات بنویسم چون مطمئنا وقتی بزرگ تر بشی و استفاده نشن خیلی هاش یادم میره .   نونوشی نونو لولو دودو نونوشه لولودی دودودی وقتی هم توی شکمم بودی و جنسیتت معلوم نبود اسمت فندوق بود .هنوزم بعضی وقتا بهت میگم فندق مامان . آخه مماخت واقعا مثل فندق گرده و خوشمزه اس   ...
19 بهمن 1392

عروسک شکستنی فقط بگو ماله منی

الهی مامان فدات بشه . خیلی وقته دعوت شدیم برای عروسی دختر عموی بابا اما خب با اتفاق های افتاده اصلا نه دلم میخواست برم نه اینکه حالش بود اما یهویی امروز تصمیم گرفتم برم فقطم به خاطر خوده خودت چون دیدم صد سالی یه بار یه مجلس اینطوری دور و برمون اتفاق نمیوفته پس بهتره ببرمت و یکم خوش بگذرونی تو هنوز خیلی کوچولویی و نباید از لذت های این مدلی محرومت کنم . همین که من خودم دلم ناراحته کافیه و میبرمت . اینم عروسک ناز مامان آماده شده بره عروسی     اینم ژست های عروسک خانوم جلو آینه           بعداً نوشت : تا رسیدیم به سالن ساعت 8 و نیم بود اما شما طبق مع...
18 بهمن 1392

اینروزا

               ا ین روزا دخملی دیگه حق انتخاب پیدا کرده . توی ماشین که میشینیم باید هر آهنگی که اون دوست داره رو گوش بدیم و اگه از هر آهنگی خوشش نیاد دستور میده تا عوضش کنیم و اگر اینکه به حرفش عمل نکنیم با پاش خودش آهنگ و عوض میکنه ( چون توی صندلی ماشین میشینه دستش نمیرسه به ضبط و از اونجایی که ایشون زرنگ تشریف دارن کارایی رو که با دست موفق به انجامش نمیشه رو با پا انجام میده ) . آهنگ های تصویری همه مدله نگاه میکنه و دوست داره اما آهنگ های صوتی بیشتر اوقات آهنگ های آروم و انتخاب میکنه حالا خداروشکر منم اون ها رو دوست دارم وگرنه باید دق میکردم . چند تا هم از آهنگ هایی که...
17 بهمن 1392