♫فرشته شهر آرزوهای مامان و بابا ♫

غذاي آدم بزرگا چقده خومشزه اسسسسسسسسسس.....

عسل من اگه گفتي ديروز چي خوردي ؟ برنج و جوجه كباب و گوجه . به به  چقده خوشمزه بود و شما هم حسابي ملچ ملوچ ميكردي  و از اينكه توي جمع نشسته بودي ( بابا سعيد و دايي حامد و من ) كلي لذت ميبردي . الهي دورت بگردم من خوشگله من البته ميكثش كردم برات تربچه خانوم يا به زبان همداني فيجيل بانو ي مامان      ...
29 آبان 1390

پایان هفت ماهگی

    تربچه نقلی مامان پس فردا یعنی ٢٩/٨/٩٠ شما ماهت تموم میشه وارد ماهگی میشی خیلی زود گذشت واقعاً انگار همین دیروز بود که منتظر تولد بودیم اما الان لحظه شماری میکنیم تا تولد یک سالگیت انشا الله . دوست داریم همه امید زندگی من و بابا و امیدواریم که بتونیم پدر و مادر خوبی برات باشیم و شما هم فرزند صالحی واسه ما باشی . ...
27 آبان 1390

وروجكي هاي ملودي

امان از دست اين دخمل بلا و كارايي كه تازه ياد گرفته . با اجازه شما ديشب توي خونه با روروئك دور ميخورد و هر گوشه يه خراب كاري ميكرد . اول از همه ساعت 5 عصر بود كه باباش خواب بود و قرار بود كه بزاريم استراحت كنه چون 2 شب پشت هم كار داشت خيلي زياد . من در اتاق و روي هم گذاشته بودم كه مثلاً صدا نره و بيدار نشه تا سرگرم كار بودم ديدم ملودي خانم در اتاق و باز كرده و رفته توي اتاق و داره جيغ جيغ ميكنه كه لطف كردن و بابا شون و بيدار كردن . بعد بردمش توي اتاقش و مشغول كارام شدم ديدم كه صداش نمياد  رفتم ديدم يكي از عروسك هايي كه زدم دستگيره در كمد توي اتاقش در آورده و كاملاً با آب دهنش شستشوش داده فقط خدا رو شكر كه من هر 3 روز يه بار چيزايي كه...
22 آبان 1390

**عيد قربان بر همگان مبارك **

    از آنجا كه ابراهيم (ع) اسطوره اي از اطاعت فرمان بي چون چراي خداوند بود و حقيقت را با تمام وجود درك  كرده بود ، تمام وجودش در مقابل خدا تسليم بود . به همين دليل در مقابل تمام بي خدايي ها با تمام وجودش ايستادگي ميكرد.  خداوند در اين روز مبارك اراده كرد كه ابراهيم (ع) را بيازمايد و ابراهيم ( ع) نيز اراده كرد تا با كمال ميل فرمان الهي را اجرا كند . لذا وقتي در اين آزمون بزرگ پيروز شد خداي مهربان گوسفندي را فرستاد تا به جاي اسماعيلش ذبح كند . پس پيروزي در اين آزمون يك پيروزي بزرگ محسوب مي شود . آري عيد قربان يادآور آزمايشهاي سخت و سنگين الهي از حضرت ابراهيم (ع) و ذبح حضرت اسماعيل (ع) است.  ...
16 آبان 1390

ماکارونی

بهت ماکارونی دادم  خوشگل من البته از این ماکارونی شکل دارها ٢ تاش و له کردم و یکم از گوشتش دادم بهت خیلی دوست داشتی فکر کنم همه آدم های دنیا ماکارونی رو دوست دارن . در ٢٠٤ روزگی اولین ماکارونیت و خوردی . ...
16 آبان 1390

امان از دست ملودي وروجك ................

جونم براتون بگه ما حدود 20 تا از اين عروسك هاي حيوانات مگنتي روي در يخچالمون زديم كه بعضي هاش هم عكس ملودي زيرشون زده شده . از اونجاي كه دخمل ما مهارت روروئك سواريش خيلي خوب شده دائم از اين سر خونه ميره اون سر خونه . ديروز عصر بنده داشتم ظرف ميشستم كه ديدم ملودي صداش نمياد  ميدونستم توي آشپزخونه هست اما خب پشت سرم كه چشم ندارم برگشتم نگاه كردم ديدم داره يه چيزي رو ميجوه اول گفتم باز جورابش و در آورده و كله خرس بيچاره رو داره ميخوره دوباره مشغول شستن شدم اما يهو گفتم كه ملودي كه توي روروئكه نميتونه جورابش و درآورده باشه پس چي داره ميخوره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ رفتم ديدم خانم از توي اون همه حيوون مثل خرگوش و جوجه و هزار تا موجود نازنازي موش رو...
15 آبان 1390

شير موز

    ديشب براي اولين بار شير موز بهت دادم . 1 سوم  كاملاً رسيده رو با شير برات ميكس كردم و شد مثل سوپ يا سرلاك و قاشق قاشق گذاشتم دهنت . از اين مزه هم خيلي خوشت اومد . خدارو شكر .  ...
14 آبان 1390

هوراااااااااااااا

بالاخره تونستم کدآهنگ ملودی رو بزارم روی وبلاگت هورااااااااااااااااااااااااا. جوجوی بلا ااااااااااااااااااااااااااااااا من پخش و پلااااااااااااااااااااا ملودی یییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
12 آبان 1390

200 روزگی مبارک

عزیز مامان فردا  روزه میشی . خیلی بزرگ شدی ماشا الله . انگار همین دیروز بود که خوشحال بودم  روزه شدی نصف بیشتر سال و رفتی و واسه خودت خانوومی شدی .   ...
11 آبان 1390

یه غذای تازه

امشب برات برنج البته ایرانی درجه یک فرد اعلاء به همراه گوشت مرغ و سیب زمینی پختم و میکس کردم و دادم نوش جون کردی بازم مثل همیشه خیلی خوب غذات و خوردی و اصلاً مامان و اذیت نکردی نوش جونت نازدونه مامانی . ...
11 آبان 1390